گرامیدخت: دختر محترم و عزیز اطلاعات بیشتر
گرانمهر: آن که دارای محبت زیاد است اطلاعات بیشتر
گرد آفرین: گردآفرید، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر گژدهم از مرزداران ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی،فرمانده لشکر مرزبانان ایران در نبرد با سهراب اطلاعات بیشتر
گردآفرید: از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر گژدهم از مرزداران ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی،فرمانده لشکر مرزبانان ایران در نبرد با سهراب اطلاعات بیشتر
گردیک: گردیه، از شخصیتهای شاهنامه، نام خواهر بهرام چوبین سردار ساسانی اطلاعات بیشتر
گردیه: از شخصیتهای شاهنامه، نام خواهر بهرام چوبین سردار ساسانی اطلاعات بیشتر
گزل: زیبا اطلاعات بیشتر
گشتا: بهشت، جنت اطلاعات بیشتر
گل: نام زنی در منظومه ویس و رامین اطلاعات بیشتر
گل آذین: آرایش و چگونگی قرار گرفتن گلها بر روی ساقه، زیور و زینت گل اطلاعات بیشتر
گل آرا: زینت دهنده گل،از شخصیتهای شاهنامه، نام مادر روشنک بنا به بعضی نسخه های شاهنامه اطلاعات بیشتر
گل آسا: مانند گل اطلاعات بیشتر
گل آویز: مرکب از گل + آویز( آویخته شده) اطلاعات بیشتر
گل افروز: مرکب از گل + افروز( افروزنده) اطلاعات بیشتر
گل اندام: دارای پیکر ظریف و زیبا چون گل اطلاعات بیشتر
گل بهار: گلی که در بهار شکفته می شود، شکوفه گل اطلاعات بیشتر
گل پر: دانه معطری به شکل پولکهای زرد کوچک که دارویی است اطلاعات بیشتر
گل پرست: دوستدار گل اطلاعات بیشتر
گل پری: زیبا چون گل و پری اطلاعات بیشتر
گل پناه: پناه گل اطلاعات بیشتر
گل تاج: تاجی پر از گل اطلاعات بیشتر
گل جهان: گل جهان، بهترین و زیباترین گل در جهان اطلاعات بیشتر
گل دانه: دانه گل اطلاعات بیشتر
گل سیما: گل(فارسی) + سیما(عربی) آن که چهره و سیمایی زیبا چون گل دارد اطلاعات بیشتر
گل نسا: گل(فارسی) + نسا(عربی) مرکب از گل + نسا( زنان) اطلاعات بیشتر
گلاب: مایع خوشبویی که از تقطیر گل سرخ و آب به دست می آید اطلاعات بیشتر
گلابتون: رشته های نازک طلا و نقره که همره تارهای ابریشم در زری بافی به کار می رود اطلاعات بیشتر
گلال: عبیر سرخ اطلاعات بیشتر
گلالان: نام روستایی در آذربایجان غربی اطلاعات بیشتر
گلاله: کاکل مجعد، موی پیچیده اطلاعات بیشتر
گلایل: گلی زینتی و زیبا به رنگهای مختلف اطلاعات بیشتر
گلایول: گلایل، گلی زینتی و زیبا به رنگهای مختلف اطلاعات بیشتر
گلباش: از نامهای رایج میان زنان کرد اطلاعات بیشتر
گلبان: نگهدارنده و محافظ، نام مادر ابرانواس شاعر ایرانی قرن دوم اطلاعات بیشتر
گلبانو: بانویی زیبا چون گل اطلاعات بیشتر
گلبر: آن که سینه و آغوشش چون گل لطیف و نازک است اطلاعات بیشتر
گلبرگ: هر یک از اجزای پوششی گل، چهره و رخسار اطلاعات بیشتر
گلبن: بوته یا درخت گل اطلاعات بیشتر
گلبو: آن که بوی گل می دهد،از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی از همراهان رستم هرمزان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
گلبوته: بوته گل اطلاعات بیشتر
گلبیز: گل افشان، گلریز، خوشبو، معطر اطلاعات بیشتر
گلپاد: نگهبان گل اطلاعات بیشتر
گلپونه: گلهای کوچک معطر به رنگ صورتی یا بنفش، پونه جوان و تازه اطلاعات بیشتر
گلچهر: گلچهره، آن که چهره ای زیبا چون گل دارد، زیبا رو اطلاعات بیشتر
گلچهره: گلچهر، آن که چهره ای زیبا چون گل دارد، زیبا رو اطلاعات بیشتر
گلچین: آن که گل می چیند، گل چیننده، منتخب، برگزیده اطلاعات بیشتر
گلرخ: زیبا رو، گلچهره، آن که چهره ای زیبا چون گل دارد، زیبا رو اطلاعات بیشتر
گلرنگ: به رنگ گل اطلاعات بیشتر
گلرو: زیبا رو، گلچهره، آن که چهره ای زیبا چون گل دارد، زیبا رو اطلاعات بیشتر
گلریز: گل ریختن بر جایی یا بر سر و پای کسی، دارای نقش گل، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی اطلاعات بیشتر
گلزاد: زاده گل اطلاعات بیشتر
گلزار: گلستان اطلاعات بیشتر
گلسا: گلسان، مانند گل اطلاعات بیشتر
گلسان: گلسا،مانند گل اطلاعات بیشتر
گلستانه: نام روستایی در نزدیکی کاشان اطلاعات بیشتر
گلسر: آن که سر و رویی چون گل دارد اطلاعات بیشتر
گلشا: بهترین و زیباترین گل، شاه گلها اطلاعات بیشتر
گلشاد: گل خندان و شاداب، آن که با دیدن گل شاد است اطلاعات بیشتر
گلشن: گلستان اطلاعات بیشتر
گلشهر: از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر پیران ویسه پادشاه تورانی اطلاعات بیشتر
گلشید: گلی که چون خورشید می درخشد اطلاعات بیشتر
گلعذار: گل(فارسی) + عذار(عربی)، گلچهره اطلاعات بیشتر
گلفام: به رنگ گل سرخ، گلگون اطلاعات بیشتر
گلفشان: گل افشان اطلاعات بیشتر
گلگون: به رنگ گل سرخ، سرخ، نام اسب گودرز، پهلوان ایرانی، همچنین نام اسب لهراسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
گلگونه: گلگون اطلاعات بیشتر
گلنار: گل درخت انار که سرخ رنگ است،از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر اردشیر بابکان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
گلناز: دارای ناز و عشوه ای چون گل اطلاعات بیشتر
گلنام: دارای نامی زیبا چون گل اطلاعات بیشتر
گلندام: گل اندام اطلاعات بیشتر
گلنواز: نوازش کننده گل اطلاعات بیشتر
گلنوش: مرکب از گل + نوش( عسل)، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی اطلاعات بیشتر
گلوریا: فرانسه از لاتین، مجلل، بزرگ، سرافراز اطلاعات بیشتر
گلی: منسوب به گل، مانند گل، به رنگ گل اطلاعات بیشتر
گلیار: یار و همنشین گل، نام روستایی در نزدیکی مهاباد اطلاعات بیشتر
گلین: عروس اطلاعات بیشتر
گلین: منسوب به گل، به رنگ گل اطلاعات بیشتر
گندم: دانه خوراکی غنی از نشاسته اطلاعات بیشتر
گندمک: گندم کوچک، سبزی بهاره خوردنی اطلاعات بیشتر
گولی: یک گل(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
گوهر: سنگ قیمتی و گرانبها، سرشت، نهاد، اصل و نسب، نژاد اطلاعات بیشتر
گوهرآرا: آراینده گوهر، آراینده جواهر اطلاعات بیشتر
گوهرافروز: افروزنده گوهر اطلاعات بیشتر
گوهربانو: بانوی گرامی و اصیل اطلاعات بیشتر
گوهرتاب: تابنده چون گوهر اطلاعات بیشتر
گوهرتاج: تاجی از گوهر اطلاعات بیشتر
گوهرتاش: گوهر(فارسی) + تاش(ترکی) همتای گوهر اطلاعات بیشتر
گوهرشاد: دارای سرشتی شاد و خوشحال، نام همسر شاهرخ میرزا پسر امیرتیمور پادشاه گورکانی که مسجد گوهرشاد مشهد به دستور او ساخته شد اطلاعات بیشتر
گوهرشید: گوهری درخشان چون خورشید اطلاعات بیشتر
گوهرملک: گوهر(فارسی) + ملک(عربی) پادشاه زاده اطلاعات بیشتر
گوهرناز: مرکب از گوهر( سنگ قیمتی) + ناز( زیبا) اطلاعات بیشتر
گوهرنگار: مرصع اطلاعات بیشتر
گوهره: نام روستایی در نزدیکی کرمانشاهان اطلاعات بیشتر
گوهرین: جواهرنشان، مرصع اطلاعات بیشتر
گهردخت: دختر دارای اصالت اطلاعات بیشتر
گهرناز: گوهرناز اطلاعات بیشتر
گیتا: گیتی اطلاعات بیشتر
گیتی: جهان، عالم اطلاعات بیشتر
گیتی ناز: آن که موجب فخر و مباهات گیتی است اطلاعات بیشتر
گیسو: موی بلندسر اطلاعات بیشتر
گیلار: نوعی مرغابی با منقار کوچک که در آبهای شیرین زندگی می کند اطلاعات بیشتر
گیلدا: طلا اطلاعات بیشتر
گیلنار: مرکب از گیل( گیلک) + نار( انار) اطلاعات بیشتر
گیهان: کیهان، جهان، دنیا، گیتی اطلاعات بیشتر
گلاره: مردمک چشم - به معنی هردو چشم هم بکار می رود اطلاعات بیشتر
گلدیس: زیبا مانند گل اطلاعات بیشتر
گیلانا: دختر زیبای گیلانی اطلاعات بیشتر
گیلاکو: دختر زیبای گیلانی اطلاعات بیشتر
گیلوا: نام محلی مردمان گیلان ، نام منطقهای از توابع رشت اطلاعات بیشتر
گلباران: برای تمجید و احترام زیاد استفاده می شود اطلاعات بیشتر
گلاسا: مانند گل، مرکب از گل و پسوند مشابهت اطلاعات بیشتر
گلاویژ: ستاره سهیل ، به کسر گاف اطلاعات بیشتر
گوطلا: چیزی با ارزش همچون طلا ، آنچه به زیبایی طلا باشد اطلاعات بیشتر
گلیا: منسوب به گل ، مرکب از گل بعلاوه پسوند نسبت اطلاعات بیشتر
گردآفرید: دختر جنگاور ایرانی که در دژ سپید در مرز ایران وتوران با سهراب جنگید ، فرزند گژدهم اطلاعات بیشتر
No comments:
Post a Comment