Monday, April 21, 2014

نام نی نی پسر با حرف ف

فؤاد: دل، قلب اطلاعات بیشتر

فائز: فایز، نایل، رستگار اطلاعات بیشتر

فائض: فایض اطلاعات بیشتر

فاتح: پیروز اطلاعات بیشتر

فاتک: معرب از پهلوی، نام پدر مانی در زمان شاپور اول پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

فاران: معرب از عبری، موضع مغازه ها، نام دشتی که بنی اسرائیل در آن جا گردش می کردند اطلاعات بیشتر

فارد: یگانه، تنها، تک اطلاعات بیشتر

فارناس: نام پادشاه کاپادوکیه اطلاعات بیشتر

فارناسس: نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

فارناک: فارناس، نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

فاروق: تمیز دهنده و فرق گذارنده، لقب عمر خلیفه دوم اطلاعات بیشتر

فاضل: دارای فضیلت و برتری در علم اطلاعات بیشتر

فاطر: آفریننده، خالق، از نامهای خداوند، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

فاطن: زیرک، دانا، آگاه اطلاعات بیشتر

فایز: نایل، رستگار اطلاعات بیشتر

فایض: فیض رسان، فایده بخش اطلاعات بیشتر

فتاح: گشاینده، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

فتح الدین: پیروزی در دین اطلاعات بیشتر

فتح الله: پیروزی خدا اطلاعات بیشتر

فتحعلی: مرکب از فتح( پیروزی) + علی( بلندمرتبه)، نام دومین پادشاه قاجار اطلاعات بیشتر

فتوت: جوانمردی، بخشندگی، سخاوت اطلاعات بیشتر

فخرالدین: سبب سربلندی و افتخار دین، نام شاعر و داستانسرای ایرانی قرن پنجم، فخرالدین اسعد گرگانی اطلاعات بیشتر

فخرالملک: مایه سربلندی و افتخار سرزمین اطلاعات بیشتر

فداک: نام روستایی در حجاز اطلاعات بیشتر

فرابرز: نام پهلوانی ایرانی اطلاعات بیشتر

فرادخت: مرکب از فرا( بالاتر) + دخت( بخشنده) اطلاعات بیشتر

فراراد: مرکب از فرا( بالاتر) + راد( بخشنده) اطلاعات بیشتر

فراز: جای بلند، بلندی، بخش بالایی چیزی اطلاعات بیشتر

فرازان: مرکب از فراز( جای بلند) + ان( پسوند نسبت) اطلاعات بیشتر

فرازمان: حکم و فرمان اطلاعات بیشتر

فراست: زیرکی، هوشیاری، درک و فهم اطلاعات بیشتر

فراسیاک: افراسیاب اطلاعات بیشتر

فرام: معرب از عبری، تندرو اطلاعات بیشتر

فرامرز: مرکب از فر + آمرز، آمرزنده دشمن، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پسر زال اطلاعات بیشتر

فراوک: اوستایی نام پسر نساک و سیامک در داستان آفرینش اوستا اطلاعات بیشتر

فراهل: نبیره کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

فراهیم: نام جد زرتشت اطلاعات بیشتر

فراهین: فرایین اطلاعات بیشتر

فراییم: معرب از عبری نام پسر یوسف (ع) اطلاعات بیشتر

فرایین: از شخصیتهای شاهنامه، از بزرگان و مشاوران دربار قباد پادشاه ساسانی، همچنین نام یکی از پادشاهان ساسانی اطلاعات بیشتر

فربد: دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند اطلاعات بیشتر

فربود: راست و درست اطلاعات بیشتر

فرتاش: وجودی که در برابر عدم است اطلاعات بیشتر

فرتوس: نام یکی از سرداران سپاه افراسیاب اطلاعات بیشتر

فرج: گشایش در کار اطلاعات بیشتر

فرج الله: گشایشی از جانب خداوند اطلاعات بیشتر

فرجود: معجزه، اعجاز اطلاعات بیشتر

فرحان: شادان، خندان اطلاعات بیشتر

فرحت: شادی، شادمانی اطلاعات بیشتر

فرخ: خجسته، مبارک، فرخنده، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از مرزبانان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

فرخ بد: فرخنده وخجسته اطلاعات بیشتر

فرخ به: مرکب از فرخ( مبارک) + به ( بهترین)، نام پسر ماه خدای پسر فیروز پسر گردآفرین اطلاعات بیشتر

فرخ تاش: فرخ (فارسی) + تاج(فارسی) مرکب از فرخ( مبارک) + تاش( پسوند همراهی) اطلاعات بیشتر

فرخ داد: مرکب از فرخ( مبارک) + داد( عدالت) اطلاعات بیشتر

فرخ زات: صورت دیگری از فرخزاد، نام پدر آذرفرنبغ مؤلف دینکرت اطلاعات بیشتر

فرخ زند: مرکب از فرخ( مبارک) + زند، نام پسر علیمردان خان زند اطلاعات بیشتر

فرخ شاد: مرکب از فرخ( مبارک) + شاد، نام یکی از درباریان در زمان ساسانیان اطلاعات بیشتر

فرخ یار: دارای یار مبارک و خجسته یا یار فرخنده و مبارک اطلاعات بیشتر

فرخ یسار: فرخ( فارسی) + یسار(عربی) دارای مال و ثروت خجسته و مبارک اطلاعات بیشتر

فرخان: نام پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی، موبدی در شاهنامه اطلاعات بیشتر

فرخزاد: نام فرشته موکل بر زمین، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هرمزد برادر رستم هرمزان از سرداران سپاه یزگرد پادشاه ساسانی، نیز یکی از شاهان آن سلسله اطلاعات بیشتر

فرخنده پی: فرخ پی اطلاعات بیشتر

فرداد: داده شکوه و جلال اطلاعات بیشتر

فرداد منش: نام یکی از سرداران هخامنشی اطلاعات بیشتر

فردان: یکتا، یگانه اطلاعات بیشتر

فردین: یگانه - تنها - همچنین مخفف فروردین نام ماه اول از سال شمسی، نام روز نوزدهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم اطلاعات بیشتر

فرزاد: زاده شکوه و جلال اطلاعات بیشتر

فرزام: لایق، درخور، شایسته اطلاعات بیشتر

فرزان: فرزانه خردمند، فرزانه اطلاعات بیشتر

فرزن: نام روستایی در نزدیکی هرات اطلاعات بیشتر

فرزنه: نام روستایی در نزدیکی مشهد اطلاعات بیشتر

فرزیان: نام روستایی در نزدیکی بروجرد اطلاعات بیشتر

فرزین: وزیر در بازی شطرنج اطلاعات بیشتر

فرساد: حکیم، دانشمند، دانا اطلاعات بیشتر

فرسام: دارای شکوه و عظمتی چون سام اطلاعات بیشتر

فرسمن: نام پادشاه گرجستان در زمان اردوان سوم پادشاه اشکانی اطلاعات بیشتر

فرش آورد: فرش(عربی) + آورد(فارسی)، فرشید ورد اطلاعات بیشتر

فرشاد: روح و عقل،کره مریخ اطلاعات بیشتر

فرشاسب: دارنده اسب تنومند، نام یکی از سرداران کمبوجیه اطلاعات بیشتر

فرشید: دارای شکوه و عظمتی چون خورشید، نام برادر پیران ویسه اطلاعات بیشتر

فرشیدورد: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی، برادر پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی، همچنین نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

فرشیم: قسم، جزو اطلاعات بیشتر

فرصت: زمان، وقت اطلاعات بیشتر

فرض: آنچه به طور موقت به عنوان حقیقت یا واقعیت مطرح می شود بدون آنکه درستی آن ثابت شده باشد، پنداشتن، تصور اطلاعات بیشتر

فرطوس: از شخصیتهای شاهنامه، نام مهندسی رومی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

فرغار: شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر

فرغان: فرغانه، نام شهری در ترکستان قدیم اطلاعات بیشتر

فرقان: جداکننده حق و باطل، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

فرقد: هر یک از دو ستاره فرقدین اطلاعات بیشتر

فرمان: حکم، امر، دستور اطلاعات بیشتر

فرمد: نام روستایی در نزدیکی طوس اطلاعات بیشتر

فرمند: فر + مند دارای شکوه و وقار اطلاعات بیشتر

فرمین: فرمان اطلاعات بیشتر

فرناد: پایان و پایاب اطلاعات بیشتر

فرناس: نیم خواب و خواب آلود، نام پسر فرناباذ یکی از درباریان اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

فرناک: نام پادشاه کاپادوکیه که پس از اسکندر در آسیای صغیر حکومتی تشکیل داد اطلاعات بیشتر

فرنام: دارای نام باشکوه و زیبا، نام یکی از سرداران شاپور اطلاعات بیشتر

فرنود: برهان، دلیل اطلاعات بیشتر

فرنوش: نوشنده شکوه و جلال، عقل فلک قمر اطلاعات بیشتر

فرواک: پیشگفتار، پیش سخن، نام پسر سیامک پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

فرود: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

فرورتیش: نام یکی از پادشاهان ماد اطلاعات بیشتر

فروهر: در دین زرتشت نام صورت غیرمادی مخلوقاتی که برای محافظت از آسمان فرود می آیند اطلاعات بیشتر

فروهل: از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در سپاه رستم پهلوان شاهنامه اطلاعات بیشتر

فرهاد: از شخصیتهای شاهنامه و از پهلوانان ایرانی جزو سپاه کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

فرهان: نام مکانی در نزدیکی همدان اطلاعات بیشتر

فرهنگ: علم، دانش، عقل، ادب، نام مادر کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

فرهود: پرهود، فلزی که رنگ آن به علت حرارت دگرگون شد است اطلاعات بیشتر

فرهود: پسر زیبا - مرد درشت هیکل - شتابزده-این اسم در لغتنامه دهخدا به عنوان نام عربی ذکر شده است٠ اطلاعات بیشتر

فرهوش: دارای هوش و ذکاوت اطلاعات بیشتر

فرهوشداد: دارنده فر و هوش،نام فرماندار طبرستان در زمان داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

فری توس: از نامهای باستانی اطلاعات بیشتر

فریاد: یاری خواستن با صدای بلند، بانگ، رسا، آواز بلند اطلاعات بیشتر

فریان: از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای اندلس در زمان مقدونی اطلاعات بیشتر

فریبرز: از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی فرزند کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

فریتون: فریدون،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش اطلاعات بیشتر

فرید: یکتا، یگانه، بی نظیر اطلاعات بیشتر

فریدالدین: آن که در دین یگانه و یکتا است، نام شاعر و عارف نامدار ایرانی قرن ششم و هفتم، عطار نیشاپوری اطلاعات بیشتر

فریدالزمان: آن که در زمان خود یگانه و بی نظیر است اطلاعات بیشتر

فریدون: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش اطلاعات بیشتر

فریشاد: مرکب از فری( با شکوه) + شاد(خوشحال) اطلاعات بیشتر

فریمان: نام بخشی از استان خراسان اطلاعات بیشتر

فریمن: زیبا اندیش، خوش فکر اطلاعات بیشتر

فریمند: صاحب زیبایی و شکوه اطلاعات بیشتر

فرینام: دارای نام با شکوه و زیبا اطلاعات بیشتر

فرینوش: فری( شکوهمند) + نوش( عسل) یا نوش از مصدر نوشیدن( نوشیدن) اطلاعات بیشتر

فریین: بیننده شکوه و جلال اطلاعات بیشتر

فصیح: دارای فصاحت، ویژگی سخن روشن و آشکار و دور از ابهام اطلاعات بیشتر

فصیح الدین: دارای روشنی و فصاحت در دین اطلاعات بیشتر

فصیح الزمان: آن که در زمان خود در فصاحت از همه بالاتر است اطلاعات بیشتر

فصیح الملک: آن که در کشور خود در فصاحت از همه بالاتر است اطلاعات بیشتر

فضل: برتری دانش، اخلاق، و هنر، لطف، توجه، رحمت اطلاعات بیشتر

فضل الله: لطف و توجه خداوند اطلاعات بیشتر

فضیل: دارای فضل اطلاعات بیشتر

فغانیش: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه هیتال در زمان حکومت پیروز یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

فکرعلی: آن که دارای فکر و اندیشه ای چون اندیشه علی(ع) است اطلاعات بیشتر

فلق: سپیده صبح، فجر، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

فلک الدین: نام طایفه ای از کردان اطلاعات بیشتر

فور: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه هند در زمان اسکندر مقدونی اطلاعات بیشتر

فیاض: جوانمرد و بخشنده اطلاعات بیشتر

فیروز: پیروز ،مظفر و منصور اطلاعات بیشتر

فیروزان: پیروزان اطلاعات بیشتر

فیض الله: لطف و محبت خداوند اطلاعات بیشتر

فرانسیس: آزاد - رها از قید و بند- فرانسیس باکن فیلسوف بزرگ انگلیسی اطلاعات بیشتر

فادیا: نجات یافته اطلاعات بیشتر

فربین: بیننده شکوه و جلال ، مرکب از ف به معنای شکوه و جلال و بین صفت فاعلی مرخم از بیننده اطلاعات بیشتر

فرهام: نیک اندیش ، تغییر یافته واژه اوستایی فرایوهومت اطلاعات بیشتر

فرند: به کسر ف و کسر ر ، معرب پرند ، حریر منقش ، بسیار نرم و لطیف و زیبا اطلاعات بیشتر

فرنور: مرکب از فر به معنای شکوه و جلالی که دیگران را به شگفتی وا می دارد بعلاوه نور ، کسی دارای چهره ای بسیار نورانی و باشکوه است اطلاعات بیشتر

فرهمند: دارای شکوه و نور خیره کننده ، باشکوه و موقر ، مجازا به معنای باهوش ، خردمند ، دانا اطلاعات بیشتر

فایق: فائق ، دارای برتری ، مسلط ، چیره ، عالی ، برگزیده اطلاعات بیشتر

فاریاب: پاریاب ، فاراب ، نام شهری در استان کرمان و اطراف کهنوج ، نام پیشین دولت آباد در افغانستان اطلاعات بیشتر

فرجاد: فاضل و دانشمند اطلاعات بیشتر

No comments: