فؤاد: دل، قلب اطلاعات بیشتر
فائز: فایز، نایل، رستگار اطلاعات بیشتر
فائض: فایض اطلاعات بیشتر
فاتح: پیروز اطلاعات بیشتر
فاتک: معرب از پهلوی، نام پدر مانی در زمان شاپور اول پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
فاران: معرب از عبری، موضع مغازه ها، نام دشتی که بنی اسرائیل در آن جا گردش می کردند اطلاعات بیشتر
فارد: یگانه، تنها، تک اطلاعات بیشتر
فارناس: نام پادشاه کاپادوکیه اطلاعات بیشتر
فارناسس: نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر
فارناک: فارناس، نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر
فاروق: تمیز دهنده و فرق گذارنده، لقب عمر خلیفه دوم اطلاعات بیشتر
فاضل: دارای فضیلت و برتری در علم اطلاعات بیشتر
فاطر: آفریننده، خالق، از نامهای خداوند، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر
فاطن: زیرک، دانا، آگاه اطلاعات بیشتر
فایز: نایل، رستگار اطلاعات بیشتر
فایض: فیض رسان، فایده بخش اطلاعات بیشتر
فتاح: گشاینده، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر
فتح الدین: پیروزی در دین اطلاعات بیشتر
فتح الله: پیروزی خدا اطلاعات بیشتر
فتحعلی: مرکب از فتح( پیروزی) + علی( بلندمرتبه)، نام دومین پادشاه قاجار اطلاعات بیشتر
فتوت: جوانمردی، بخشندگی، سخاوت اطلاعات بیشتر
فخرالدین: سبب سربلندی و افتخار دین، نام شاعر و داستانسرای ایرانی قرن پنجم، فخرالدین اسعد گرگانی اطلاعات بیشتر
فخرالملک: مایه سربلندی و افتخار سرزمین اطلاعات بیشتر
فداک: نام روستایی در حجاز اطلاعات بیشتر
فرابرز: نام پهلوانی ایرانی اطلاعات بیشتر
فرادخت: مرکب از فرا( بالاتر) + دخت( بخشنده) اطلاعات بیشتر
فراراد: مرکب از فرا( بالاتر) + راد( بخشنده) اطلاعات بیشتر
فراز: جای بلند، بلندی، بخش بالایی چیزی اطلاعات بیشتر
فرازان: مرکب از فراز( جای بلند) + ان( پسوند نسبت) اطلاعات بیشتر
فرازمان: حکم و فرمان اطلاعات بیشتر
فراست: زیرکی، هوشیاری، درک و فهم اطلاعات بیشتر
فراسیاک: افراسیاب اطلاعات بیشتر
فرام: معرب از عبری، تندرو اطلاعات بیشتر
فرامرز: مرکب از فر + آمرز، آمرزنده دشمن، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پسر زال اطلاعات بیشتر
فراوک: اوستایی نام پسر نساک و سیامک در داستان آفرینش اوستا اطلاعات بیشتر
فراهل: نبیره کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر
فراهیم: نام جد زرتشت اطلاعات بیشتر
فراهین: فرایین اطلاعات بیشتر
فراییم: معرب از عبری نام پسر یوسف (ع) اطلاعات بیشتر
فرایین: از شخصیتهای شاهنامه، از بزرگان و مشاوران دربار قباد پادشاه ساسانی، همچنین نام یکی از پادشاهان ساسانی اطلاعات بیشتر
فربد: دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند اطلاعات بیشتر
فربود: راست و درست اطلاعات بیشتر
فرتاش: وجودی که در برابر عدم است اطلاعات بیشتر
فرتوس: نام یکی از سرداران سپاه افراسیاب اطلاعات بیشتر
فرج: گشایش در کار اطلاعات بیشتر
فرج الله: گشایشی از جانب خداوند اطلاعات بیشتر
فرجود: معجزه، اعجاز اطلاعات بیشتر
فرحان: شادان، خندان اطلاعات بیشتر
فرحت: شادی، شادمانی اطلاعات بیشتر
فرخ: خجسته، مبارک، فرخنده، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از مرزبانان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
فرخ بد: فرخنده وخجسته اطلاعات بیشتر
فرخ به: مرکب از فرخ( مبارک) + به ( بهترین)، نام پسر ماه خدای پسر فیروز پسر گردآفرین اطلاعات بیشتر
فرخ تاش: فرخ (فارسی) + تاج(فارسی) مرکب از فرخ( مبارک) + تاش( پسوند همراهی) اطلاعات بیشتر
فرخ داد: مرکب از فرخ( مبارک) + داد( عدالت) اطلاعات بیشتر
فرخ زات: صورت دیگری از فرخزاد، نام پدر آذرفرنبغ مؤلف دینکرت اطلاعات بیشتر
فرخ زند: مرکب از فرخ( مبارک) + زند، نام پسر علیمردان خان زند اطلاعات بیشتر
فرخ شاد: مرکب از فرخ( مبارک) + شاد، نام یکی از درباریان در زمان ساسانیان اطلاعات بیشتر
فرخ یار: دارای یار مبارک و خجسته یا یار فرخنده و مبارک اطلاعات بیشتر
فرخ یسار: فرخ( فارسی) + یسار(عربی) دارای مال و ثروت خجسته و مبارک اطلاعات بیشتر
فرخان: نام پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی، موبدی در شاهنامه اطلاعات بیشتر
فرخزاد: نام فرشته موکل بر زمین، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هرمزد برادر رستم هرمزان از سرداران سپاه یزگرد پادشاه ساسانی، نیز یکی از شاهان آن سلسله اطلاعات بیشتر
فرخنده پی: فرخ پی اطلاعات بیشتر
فرداد: داده شکوه و جلال اطلاعات بیشتر
فرداد منش: نام یکی از سرداران هخامنشی اطلاعات بیشتر
فردان: یکتا، یگانه اطلاعات بیشتر
فردین: یگانه - تنها - همچنین مخفف فروردین نام ماه اول از سال شمسی، نام روز نوزدهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم اطلاعات بیشتر
فرزاد: زاده شکوه و جلال اطلاعات بیشتر
فرزام: لایق، درخور، شایسته اطلاعات بیشتر
فرزان: فرزانه خردمند، فرزانه اطلاعات بیشتر
فرزن: نام روستایی در نزدیکی هرات اطلاعات بیشتر
فرزنه: نام روستایی در نزدیکی مشهد اطلاعات بیشتر
فرزیان: نام روستایی در نزدیکی بروجرد اطلاعات بیشتر
فرزین: وزیر در بازی شطرنج اطلاعات بیشتر
فرساد: حکیم، دانشمند، دانا اطلاعات بیشتر
فرسام: دارای شکوه و عظمتی چون سام اطلاعات بیشتر
فرسمن: نام پادشاه گرجستان در زمان اردوان سوم پادشاه اشکانی اطلاعات بیشتر
فرش آورد: فرش(عربی) + آورد(فارسی)، فرشید ورد اطلاعات بیشتر
فرشاد: روح و عقل،کره مریخ اطلاعات بیشتر
فرشاسب: دارنده اسب تنومند، نام یکی از سرداران کمبوجیه اطلاعات بیشتر
فرشید: دارای شکوه و عظمتی چون خورشید، نام برادر پیران ویسه اطلاعات بیشتر
فرشیدورد: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی، برادر پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی، همچنین نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
فرشیم: قسم، جزو اطلاعات بیشتر
فرصت: زمان، وقت اطلاعات بیشتر
فرض: آنچه به طور موقت به عنوان حقیقت یا واقعیت مطرح می شود بدون آنکه درستی آن ثابت شده باشد، پنداشتن، تصور اطلاعات بیشتر
فرطوس: از شخصیتهای شاهنامه، نام مهندسی رومی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
فرغار: شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر
فرغان: فرغانه، نام شهری در ترکستان قدیم اطلاعات بیشتر
فرقان: جداکننده حق و باطل، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر
فرقد: هر یک از دو ستاره فرقدین اطلاعات بیشتر
فرمان: حکم، امر، دستور اطلاعات بیشتر
فرمد: نام روستایی در نزدیکی طوس اطلاعات بیشتر
فرمند: فر + مند دارای شکوه و وقار اطلاعات بیشتر
فرمین: فرمان اطلاعات بیشتر
فرناد: پایان و پایاب اطلاعات بیشتر
فرناس: نیم خواب و خواب آلود، نام پسر فرناباذ یکی از درباریان اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر
فرناک: نام پادشاه کاپادوکیه که پس از اسکندر در آسیای صغیر حکومتی تشکیل داد اطلاعات بیشتر
فرنام: دارای نام باشکوه و زیبا، نام یکی از سرداران شاپور اطلاعات بیشتر
فرنود: برهان، دلیل اطلاعات بیشتر
فرنوش: نوشنده شکوه و جلال، عقل فلک قمر اطلاعات بیشتر
فرواک: پیشگفتار، پیش سخن، نام پسر سیامک پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر
فرود: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
فرورتیش: نام یکی از پادشاهان ماد اطلاعات بیشتر
فروهر: در دین زرتشت نام صورت غیرمادی مخلوقاتی که برای محافظت از آسمان فرود می آیند اطلاعات بیشتر
فروهل: از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در سپاه رستم پهلوان شاهنامه اطلاعات بیشتر
فرهاد: از شخصیتهای شاهنامه و از پهلوانان ایرانی جزو سپاه کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
فرهان: نام مکانی در نزدیکی همدان اطلاعات بیشتر
فرهنگ: علم، دانش، عقل، ادب، نام مادر کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
فرهود: پرهود، فلزی که رنگ آن به علت حرارت دگرگون شد است اطلاعات بیشتر
فرهود: پسر زیبا - مرد درشت هیکل - شتابزده-این اسم در لغتنامه دهخدا به عنوان نام عربی ذکر شده است٠ اطلاعات بیشتر
فرهوش: دارای هوش و ذکاوت اطلاعات بیشتر
فرهوشداد: دارنده فر و هوش،نام فرماندار طبرستان در زمان داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر
فری توس: از نامهای باستانی اطلاعات بیشتر
فریاد: یاری خواستن با صدای بلند، بانگ، رسا، آواز بلند اطلاعات بیشتر
فریان: از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای اندلس در زمان مقدونی اطلاعات بیشتر
فریبرز: از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی فرزند کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
فریتون: فریدون،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش اطلاعات بیشتر
فرید: یکتا، یگانه، بی نظیر اطلاعات بیشتر
فریدالدین: آن که در دین یگانه و یکتا است، نام شاعر و عارف نامدار ایرانی قرن ششم و هفتم، عطار نیشاپوری اطلاعات بیشتر
فریدالزمان: آن که در زمان خود یگانه و بی نظیر است اطلاعات بیشتر
فریدون: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش اطلاعات بیشتر
فریشاد: مرکب از فری( با شکوه) + شاد(خوشحال) اطلاعات بیشتر
فریمان: نام بخشی از استان خراسان اطلاعات بیشتر
فریمن: زیبا اندیش، خوش فکر اطلاعات بیشتر
فریمند: صاحب زیبایی و شکوه اطلاعات بیشتر
فرینام: دارای نام با شکوه و زیبا اطلاعات بیشتر
فرینوش: فری( شکوهمند) + نوش( عسل) یا نوش از مصدر نوشیدن( نوشیدن) اطلاعات بیشتر
فریین: بیننده شکوه و جلال اطلاعات بیشتر
فصیح: دارای فصاحت، ویژگی سخن روشن و آشکار و دور از ابهام اطلاعات بیشتر
فصیح الدین: دارای روشنی و فصاحت در دین اطلاعات بیشتر
فصیح الزمان: آن که در زمان خود در فصاحت از همه بالاتر است اطلاعات بیشتر
فصیح الملک: آن که در کشور خود در فصاحت از همه بالاتر است اطلاعات بیشتر
فضل: برتری دانش، اخلاق، و هنر، لطف، توجه، رحمت اطلاعات بیشتر
فضل الله: لطف و توجه خداوند اطلاعات بیشتر
فضیل: دارای فضل اطلاعات بیشتر
فغانیش: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه هیتال در زمان حکومت پیروز یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
فکرعلی: آن که دارای فکر و اندیشه ای چون اندیشه علی(ع) است اطلاعات بیشتر
فلق: سپیده صبح، فجر، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر
فلک الدین: نام طایفه ای از کردان اطلاعات بیشتر
فور: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه هند در زمان اسکندر مقدونی اطلاعات بیشتر
فیاض: جوانمرد و بخشنده اطلاعات بیشتر
فیروز: پیروز ،مظفر و منصور اطلاعات بیشتر
فیروزان: پیروزان اطلاعات بیشتر
فیض الله: لطف و محبت خداوند اطلاعات بیشتر
فرانسیس: آزاد - رها از قید و بند- فرانسیس باکن فیلسوف بزرگ انگلیسی اطلاعات بیشتر
فادیا: نجات یافته اطلاعات بیشتر
فربین: بیننده شکوه و جلال ، مرکب از ف به معنای شکوه و جلال و بین صفت فاعلی مرخم از بیننده اطلاعات بیشتر
فرهام: نیک اندیش ، تغییر یافته واژه اوستایی فرایوهومت اطلاعات بیشتر
فرند: به کسر ف و کسر ر ، معرب پرند ، حریر منقش ، بسیار نرم و لطیف و زیبا اطلاعات بیشتر
فرنور: مرکب از فر به معنای شکوه و جلالی که دیگران را به شگفتی وا می دارد بعلاوه نور ، کسی دارای چهره ای بسیار نورانی و باشکوه است اطلاعات بیشتر
فرهمند: دارای شکوه و نور خیره کننده ، باشکوه و موقر ، مجازا به معنای باهوش ، خردمند ، دانا اطلاعات بیشتر
فایق: فائق ، دارای برتری ، مسلط ، چیره ، عالی ، برگزیده اطلاعات بیشتر
فاریاب: پاریاب ، فاراب ، نام شهری در استان کرمان و اطراف کهنوج ، نام پیشین دولت آباد در افغانستان اطلاعات بیشتر
فرجاد: فاضل و دانشمند اطلاعات بیشتر
No comments:
Post a Comment