Monday, April 21, 2014

نام نی نی پسر با حرف ن

نادر: آنچه به ندرت یافت شود، کمیاب، بی همتا، نام مؤسس سلسله افشاریه اطلاعات بیشتر

نادعلی: علی را بخوان، نام دعایی اطلاعات بیشتر

نادین: پویا و پرتحرک - الهه رودخانه اطلاعات بیشتر

نادینوس: شاه بابل اطلاعات بیشتر

ناصح الدین: پنددهنده در دین اطلاعات بیشتر

ناصر: نصرت دهنده، یاری کننده اطلاعات بیشتر

ناصرالدین: یاری کننده دین، نام پسر محمد شاه قاجار اطلاعات بیشتر

ناضر: شاد، مسرور، شاداب، بسیار سرسبز اطلاعات بیشتر

نامدار: دارای آوازه و شهرت بسیار، مشهور اطلاعات بیشتر

نامور: نام آور اطلاعات بیشتر

نامی: منسوب به نام، مشهور، معروف اطلاعات بیشتر

ناهیرا: روشنایی، نور اطلاعات بیشتر

نبرزین: نام فرماندار گرگان در زمان داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

نبوت: مبعوث بودن کسی از سوی خداوند به راهنمایی مردم، رسالت، پیغمبری، یکی از سه اصل اعتقادی مسلمانان اطلاعات بیشتر

نبی: پیامبر خداوند، لقب پیامبر(ص) اطلاعات بیشتر

نجات: رهایی، خلاصی، آزادی اطلاعات بیشتر

نجات الله: آن که خدا او را نجات داده است اطلاعات بیشتر

نجف: نام شهری در عراق که آرامگاه علی (ع) در آن واقع شده است اطلاعات بیشتر

نجم الدین: آن که چون ستاره ای در دین می درخشد،نام عارف بزرگ و نامدار قرن هفتم، نجم الدین رازی اطلاعات بیشتر

نجیب: شریف، اصیل،عفیف، پاکدامن اطلاعات بیشتر

نجیب الدین: اصیل و شریف در دین اطلاعات بیشتر

ندیم: همنشین و هم صحبت، به ویژه با بزرگان اطلاعات بیشتر

نرداگشسپ: از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری از سپاهیان بهرام چوبین اطلاعات بیشتر

نرسی: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پادشاهان ساسانی اطلاعات بیشتر

نریمان: از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر سام جد رستم پهلوان شاهنامه اطلاعات بیشتر

نزهت: پاکی، بی آلایشی، خوش آب و هوایی، خرمی، شادی، خوشی اطلاعات بیشتر

نستار: از شخصیتهای شاهنامه، نام چوپان قیصر روم در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

نستود: نستور،‏ از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زریر پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

نستور: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زریر پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

نستوه: خستگی ناپذیر، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران گودرز پادشاه اشکانی، همچنین نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نستهین: از شخصیتهای شاهنامه، نام پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر

نشاط: شادی، خوشی، سرزندگی اطلاعات بیشتر

نشواد: نام پهلوانی تورانی اطلاعات بیشتر

نصر: یاری، مدد، پیروزی، ظفر، نام سوره ای در قرآن کریم، نام یکی از پادشاهان سامانی اطلاعات بیشتر

نصرالدین: یاری دادن به دین،از شخصیتهای افسانه ای اطلاعات بیشتر

نصرالله: یاری خداوند، نام یکی از فضلای نامدار قرن ششم و مترجم کلیله و دمنه، نصرالله منشی اطلاعات بیشتر

نصرت: یاری، کمک، پیروزی، فتح اطلاعات بیشتر

نصرت الله: یاری خداوند اطلاعات بیشتر

نصیر: یاری دهنده، یاور، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

نصیرا: نام یکی از دانشمندان و شعرای قرن یازدهم اطلاعات بیشتر

نصیرالدین: یاری دهنده دین ، نام یکی از علمای بزرگ ریاضی و نجوم و حکمت ایران در قرن هفتم، خواجه نصیرالدین طوسی اطلاعات بیشتر

نضیر: شاداب، سرسبز اطلاعات بیشتر

نظام: مجموعه قوانین، قواعد، سنن، یا نوامیسی که قوام و انتظام چیزی بر آنها نهاده شده است اطلاعات بیشتر

نظام الدین: موجب نظم و انظباط در دین اطلاعات بیشتر

نظام الملک: باعث نظم و سرزمین،نام وزیر معروف سلجوقیان در قرن پنجم اطلاعات بیشتر

نظرعلی: چشم و دیده علی (ع) اطلاعات بیشتر

نعمان: نام چندتن از پادشاهان حیره اطلاعات بیشتر

نعمت: آنچه باعث شادکامی و آسایش زندگی انسان شود،عطا و بخشش اطلاعات بیشتر

نعمت الله: بخشش خداوند اطلاعات بیشتر

نعیم: نعمت، نرم و لطیف، از نامهای بهشت اطلاعات بیشتر

نعیم الدین: نعمت دین اطلاعات بیشتر

نعیما: نعمت،تخلص نعمت سمرقندی شاعر قرن یازدهم اطلاعات بیشتر

نقدعلی: مرکب از نقد( ارزیابی و سنجش سره از ناسره) + علی اطلاعات بیشتر

نقی: پاکیزه، پاک، برگزیده، لقب امام دهم شیعیان اطلاعات بیشتر

نقی الدین: برگزیده در دین اطلاعات بیشتر

نوتاش: همیشه، دایم اطلاعات بیشتر

نوح: معرب از عبری، راحت، نام پیامبری که به دستور خداوند کشتی بزرگی ساخت و یاران خود را از طوفان نجات داد، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

نوذر: از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند منوچهر پادشاه پیشدادی و جانشین او اطلاعات بیشتر

نورالدین: روشنایی و فروغ دین، نام شاعر و نویسنده نامدار قرن نهم، عبدالرحمن جامی اطلاعات بیشتر

نورالله: نور و روشنایی و فروغ خداوند اطلاعات بیشتر

نوراهان: نورهان، تحفه، سوغات، ارمغان اطلاعات بیشتر

نوروز: روز نو و تازه ، بزرگترین جشن ملی اقوام ایرانی که از نخستین لحظات سال نو آغاز می شود، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی اطلاعات بیشتر

نورهان: تحفه، سوغات، ارمغان اطلاعات بیشتر

نوش آذر: آتش جاوید، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی و نیز نام یکی از پسران اسفندیار اطلاعات بیشتر

نوشاب: آب گوارا، شربت مطبوع، آب زندگی، آب حیات اطلاعات بیشتر

نوشیار: یار شیرین چون عسل، یار بی مرگ، نام پسرعموی گرشاسپ در گرشاسپ نامه اطلاعات بیشتر

نوید: مژده، خبرخوش اطلاعات بیشتر

نوین: تازه، جدید اطلاعات بیشتر

نهل: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر

نیاتور: نیاطوس، از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر قیصر روم از یاران سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نیاطوس: نیاتور،از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر قیصر روم از یاران سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نیسان: نام ماه دومین ماه بهار - بارانی که در اردیبهشت می بارد - باران بهاری اطلاعات بیشتر

نیشام: نام فرشته نگهبان آذرخش اطلاعات بیشتر

نیک: خوب، نیکو، آدم خوب، شخص صالح اطلاعات بیشتر

نیکان: منسوب به نیک اطلاعات بیشتر

نیکی: خوب بودن، خوبی، نیکوکاری، احسان اطلاعات بیشتر

نیما: نام آور و نامور، علی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج شاعر معروف ایرانی قرن چهاردهم اطلاعات بیشتر

نیو: دلیر، شجاع اطلاعات بیشتر

نیوتش: با کسی یکی شدن - همراهی و مجامعت-بر وزن پیشکش اطلاعات بیشتر

نیوتیش: نیوتش - با کسی یکی شدن - همراهی و مجامعت- (هر سه حرف اول ساکن هستند - بر وزن دیو) اطلاعات بیشتر

نیوزاد: پهلوان زاده اطلاعات بیشتر

نیوزار: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

نیوان: مرد دلیر - شجاع پهلوان اطلاعات بیشتر

نیاسان: پسری که پا جای پای اجدادش می گذارد اطلاعات بیشتر

نفس: عمل دو بازدم را گویند - مایه زندگی - کسی که وجودش مانند نفس کشیدن برای زندگی لازم است اطلاعات بیشتر

نیرمان: نریما ن - اصل این کلمه در اوستا نئیره منه به معنای مرد دلیر است و صفت گرشاسپ جهان پهلوان می باشد-همچنین نام یکی از توابع همدان است اطلاعات بیشتر

نویان: امیر سپاه - شاهزاده - لقب سلاطین و بزرگان ترک اطلاعات بیشتر

نهام: آهنگر ، نجار ، همچنین راهب دیر نشین اطلاعات بیشتر

نیاسا: کسی که مانند نیاکان خود است، مرکب از نیا(جد پدری یا مادری) + سا (پسوند تشابه) اطلاعات بیشتر

نیاک: پسری که خلق و خوی او مانند اجداد و نیاکانشان است اطلاعات بیشتر

نیاوش: پسری که شبیه احداد و نیاکان خود است، مرکب از نیا و پسوند مشابهت ، همچنین یکی از توابع سردشت مهاباد اطلاعات بیشتر

نهاد: سرشت ، طبیعت ، ضمیر دل ، بنیاد ، اساس ، قاعده ، مقام و جایگاه اطلاعات بیشتر

نیهاد: نهاد ، سرشت ، طبیعت ، ضمیر دل ، بنیاد ، اساس ، قاعده ، مقام و جایگاه اطلاعات بیشتر

نیاسان: شبیه به نیاکان ، مانند پدران ، پسری که شبیه اجداد و نیاکان خود است اطلاعات بیشتر

نیاوند: از نسل نیاکان ، ادامه نسل اجداد اطلاعات بیشتر

نایب: آنکه در غیاب کسی عهده دار مقام و مسئولیت اوست ، جانشین ، نماینده ، هریک از علمای دین که در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ولایت امور مسلمین بر عهده اوست ، عنوان دولتی ودیوانی در دوره قاجار ، اطلاعات بیشتر

نواب: عنوانی که به شاهزادگان دوره صفوی و قاجار داده می شد ، روحانی ، فعال سیاسی و رهبر جمعیت فدائیان اسلام که در سال هزار و سیصد و سی و چهار دستگیر و اعدام شد. اطلاعات بیشتر

نیکاو: مرکب از نیک به معنای خوب بعلاوه آو که همان تلفظ آب در فارسی باستان است.آب شفاف و گوارا اطلاعات بیشتر

نیک رای: دارای اندیشه نیک مرکب از نیک و رأی اطلاعات بیشتر

No comments: