نادر: آنچه به ندرت یافت شود، کمیاب، بی همتا، نام مؤسس سلسله افشاریه اطلاعات بیشتر
نادعلی: علی را بخوان، نام دعایی اطلاعات بیشتر
نادین: پویا و پرتحرک - الهه رودخانه اطلاعات بیشتر
نادینوس: شاه بابل اطلاعات بیشتر
ناصح الدین: پنددهنده در دین اطلاعات بیشتر
ناصر: نصرت دهنده، یاری کننده اطلاعات بیشتر
ناصرالدین: یاری کننده دین، نام پسر محمد شاه قاجار اطلاعات بیشتر
ناضر: شاد، مسرور، شاداب، بسیار سرسبز اطلاعات بیشتر
نامدار: دارای آوازه و شهرت بسیار، مشهور اطلاعات بیشتر
نامور: نام آور اطلاعات بیشتر
نامی: منسوب به نام، مشهور، معروف اطلاعات بیشتر
ناهیرا: روشنایی، نور اطلاعات بیشتر
نبرزین: نام فرماندار گرگان در زمان داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر
نبوت: مبعوث بودن کسی از سوی خداوند به راهنمایی مردم، رسالت، پیغمبری، یکی از سه اصل اعتقادی مسلمانان اطلاعات بیشتر
نبی: پیامبر خداوند، لقب پیامبر(ص) اطلاعات بیشتر
نجات: رهایی، خلاصی، آزادی اطلاعات بیشتر
نجات الله: آن که خدا او را نجات داده است اطلاعات بیشتر
نجف: نام شهری در عراق که آرامگاه علی (ع) در آن واقع شده است اطلاعات بیشتر
نجم الدین: آن که چون ستاره ای در دین می درخشد،نام عارف بزرگ و نامدار قرن هفتم، نجم الدین رازی اطلاعات بیشتر
نجیب: شریف، اصیل،عفیف، پاکدامن اطلاعات بیشتر
نجیب الدین: اصیل و شریف در دین اطلاعات بیشتر
ندیم: همنشین و هم صحبت، به ویژه با بزرگان اطلاعات بیشتر
نرداگشسپ: از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری از سپاهیان بهرام چوبین اطلاعات بیشتر
نرسی: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پادشاهان ساسانی اطلاعات بیشتر
نریمان: از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر سام جد رستم پهلوان شاهنامه اطلاعات بیشتر
نزهت: پاکی، بی آلایشی، خوش آب و هوایی، خرمی، شادی، خوشی اطلاعات بیشتر
نستار: از شخصیتهای شاهنامه، نام چوپان قیصر روم در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
نستود: نستور، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زریر پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
نستور: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زریر پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
نستوه: خستگی ناپذیر، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران گودرز پادشاه اشکانی، همچنین نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
نستهین: از شخصیتهای شاهنامه، نام پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر
نشاط: شادی، خوشی، سرزندگی اطلاعات بیشتر
نشواد: نام پهلوانی تورانی اطلاعات بیشتر
نصر: یاری، مدد، پیروزی، ظفر، نام سوره ای در قرآن کریم، نام یکی از پادشاهان سامانی اطلاعات بیشتر
نصرالدین: یاری دادن به دین،از شخصیتهای افسانه ای اطلاعات بیشتر
نصرالله: یاری خداوند، نام یکی از فضلای نامدار قرن ششم و مترجم کلیله و دمنه، نصرالله منشی اطلاعات بیشتر
نصرت: یاری، کمک، پیروزی، فتح اطلاعات بیشتر
نصرت الله: یاری خداوند اطلاعات بیشتر
نصیر: یاری دهنده، یاور، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر
نصیرا: نام یکی از دانشمندان و شعرای قرن یازدهم اطلاعات بیشتر
نصیرالدین: یاری دهنده دین ، نام یکی از علمای بزرگ ریاضی و نجوم و حکمت ایران در قرن هفتم، خواجه نصیرالدین طوسی اطلاعات بیشتر
نضیر: شاداب، سرسبز اطلاعات بیشتر
نظام: مجموعه قوانین، قواعد، سنن، یا نوامیسی که قوام و انتظام چیزی بر آنها نهاده شده است اطلاعات بیشتر
نظام الدین: موجب نظم و انظباط در دین اطلاعات بیشتر
نظام الملک: باعث نظم و سرزمین،نام وزیر معروف سلجوقیان در قرن پنجم اطلاعات بیشتر
نظرعلی: چشم و دیده علی (ع) اطلاعات بیشتر
نعمان: نام چندتن از پادشاهان حیره اطلاعات بیشتر
نعمت: آنچه باعث شادکامی و آسایش زندگی انسان شود،عطا و بخشش اطلاعات بیشتر
نعمت الله: بخشش خداوند اطلاعات بیشتر
نعیم: نعمت، نرم و لطیف، از نامهای بهشت اطلاعات بیشتر
نعیم الدین: نعمت دین اطلاعات بیشتر
نعیما: نعمت،تخلص نعمت سمرقندی شاعر قرن یازدهم اطلاعات بیشتر
نقدعلی: مرکب از نقد( ارزیابی و سنجش سره از ناسره) + علی اطلاعات بیشتر
نقی: پاکیزه، پاک، برگزیده، لقب امام دهم شیعیان اطلاعات بیشتر
نقی الدین: برگزیده در دین اطلاعات بیشتر
نوتاش: همیشه، دایم اطلاعات بیشتر
نوح: معرب از عبری، راحت، نام پیامبری که به دستور خداوند کشتی بزرگی ساخت و یاران خود را از طوفان نجات داد، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر
نوذر: از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند منوچهر پادشاه پیشدادی و جانشین او اطلاعات بیشتر
نورالدین: روشنایی و فروغ دین، نام شاعر و نویسنده نامدار قرن نهم، عبدالرحمن جامی اطلاعات بیشتر
نورالله: نور و روشنایی و فروغ خداوند اطلاعات بیشتر
نوراهان: نورهان، تحفه، سوغات، ارمغان اطلاعات بیشتر
نوروز: روز نو و تازه ، بزرگترین جشن ملی اقوام ایرانی که از نخستین لحظات سال نو آغاز می شود، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی اطلاعات بیشتر
نورهان: تحفه، سوغات، ارمغان اطلاعات بیشتر
نوش آذر: آتش جاوید، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی و نیز نام یکی از پسران اسفندیار اطلاعات بیشتر
نوشاب: آب گوارا، شربت مطبوع، آب زندگی، آب حیات اطلاعات بیشتر
نوشیار: یار شیرین چون عسل، یار بی مرگ، نام پسرعموی گرشاسپ در گرشاسپ نامه اطلاعات بیشتر
نوید: مژده، خبرخوش اطلاعات بیشتر
نوین: تازه، جدید اطلاعات بیشتر
نهل: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر
نیاتور: نیاطوس، از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر قیصر روم از یاران سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
نیاطوس: نیاتور،از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر قیصر روم از یاران سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر
نیسان: نام ماه دومین ماه بهار - بارانی که در اردیبهشت می بارد - باران بهاری اطلاعات بیشتر
نیشام: نام فرشته نگهبان آذرخش اطلاعات بیشتر
نیک: خوب، نیکو، آدم خوب، شخص صالح اطلاعات بیشتر
نیکان: منسوب به نیک اطلاعات بیشتر
نیکی: خوب بودن، خوبی، نیکوکاری، احسان اطلاعات بیشتر
نیما: نام آور و نامور، علی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج شاعر معروف ایرانی قرن چهاردهم اطلاعات بیشتر
نیو: دلیر، شجاع اطلاعات بیشتر
نیوتش: با کسی یکی شدن - همراهی و مجامعت-بر وزن پیشکش اطلاعات بیشتر
نیوتیش: نیوتش - با کسی یکی شدن - همراهی و مجامعت- (هر سه حرف اول ساکن هستند - بر وزن دیو) اطلاعات بیشتر
نیوزاد: پهلوان زاده اطلاعات بیشتر
نیوزار: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
نیوان: مرد دلیر - شجاع پهلوان اطلاعات بیشتر
نیاسان: پسری که پا جای پای اجدادش می گذارد اطلاعات بیشتر
نفس: عمل دو بازدم را گویند - مایه زندگی - کسی که وجودش مانند نفس کشیدن برای زندگی لازم است اطلاعات بیشتر
نیرمان: نریما ن - اصل این کلمه در اوستا نئیره منه به معنای مرد دلیر است و صفت گرشاسپ جهان پهلوان می باشد-همچنین نام یکی از توابع همدان است اطلاعات بیشتر
نویان: امیر سپاه - شاهزاده - لقب سلاطین و بزرگان ترک اطلاعات بیشتر
نهام: آهنگر ، نجار ، همچنین راهب دیر نشین اطلاعات بیشتر
نیاسا: کسی که مانند نیاکان خود است، مرکب از نیا(جد پدری یا مادری) + سا (پسوند تشابه) اطلاعات بیشتر
نیاک: پسری که خلق و خوی او مانند اجداد و نیاکانشان است اطلاعات بیشتر
نیاوش: پسری که شبیه احداد و نیاکان خود است، مرکب از نیا و پسوند مشابهت ، همچنین یکی از توابع سردشت مهاباد اطلاعات بیشتر
نهاد: سرشت ، طبیعت ، ضمیر دل ، بنیاد ، اساس ، قاعده ، مقام و جایگاه اطلاعات بیشتر
نیهاد: نهاد ، سرشت ، طبیعت ، ضمیر دل ، بنیاد ، اساس ، قاعده ، مقام و جایگاه اطلاعات بیشتر
نیاسان: شبیه به نیاکان ، مانند پدران ، پسری که شبیه اجداد و نیاکان خود است اطلاعات بیشتر
نیاوند: از نسل نیاکان ، ادامه نسل اجداد اطلاعات بیشتر
نایب: آنکه در غیاب کسی عهده دار مقام و مسئولیت اوست ، جانشین ، نماینده ، هریک از علمای دین که در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ولایت امور مسلمین بر عهده اوست ، عنوان دولتی ودیوانی در دوره قاجار ، اطلاعات بیشتر
نواب: عنوانی که به شاهزادگان دوره صفوی و قاجار داده می شد ، روحانی ، فعال سیاسی و رهبر جمعیت فدائیان اسلام که در سال هزار و سیصد و سی و چهار دستگیر و اعدام شد. اطلاعات بیشتر
نیکاو: مرکب از نیک به معنای خوب بعلاوه آو که همان تلفظ آب در فارسی باستان است.آب شفاف و گوارا اطلاعات بیشتر
نیک رای: دارای اندیشه نیک مرکب از نیک و رأی اطلاعات بیشتر
No comments:
Post a Comment