Monday, April 21, 2014

نام نی نی دختر با حرف ک

کاترین: پاک، بی آلایش اطلاعات بیشتر

کاترینا: پاک، بی آلایش اطلاعات بیشتر

کاتیا: پاک، بی آلایش اطلاعات بیشتر

کارمن: قرمز اطلاعات بیشتر

کارولین: نام ناحیه ای در آمریکای شمالی اطلاعات بیشتر

کاشین: نام مکانی در شمال ایلام اطلاعات بیشتر

کامله: مؤنث کامل، بی عیب، بی نقص اطلاعات بیشتر

کاملیا: گلی درشت و زیبا به رنگ سفید و صورتی که در بهار ظاهر می شود اطلاعات بیشتر

کاملین: گیاهی با گلهای زرد و کوچک اطلاعات بیشتر

کامنوش: کام + نوش ، آرزو و خواسته شیرین اطلاعات بیشتر

کاناز: چوب ریشه خوشه خرما اطلاعات بیشتر

کبرا: کبری،بزرگ، کبیر اطلاعات بیشتر

کبری: کبرا،بزرگ، کبیر اطلاعات بیشتر

کتایون: کسایون،از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سه دختر قیصر روم و همسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

کرا: نام همسر مولانا جلال الدین بلخی اطلاعات بیشتر

کرامت: بزرگواری، شرافت،سخاوت، بخشندگی اطلاعات بیشتر

کرانه: ساحل، کنار،سو، جهت اطلاعات بیشتر

کرشمه: ناز، عشوه، غمزه اطلاعات بیشتر

کریمه: مؤنث کریم، بخشنده، سخاوتمند اطلاعات بیشتر

کژال: غزال ، دختری با چشمان زیبا اطلاعات بیشتر

کسایون: کتایون، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سه دختر قیصر روم و همسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

کشم: نام دختر فرهاد پادشاه اشکانی اطلاعات بیشتر

کشور: سرزمینی دارای مرزهای مشخص اطلاعات بیشتر

کلارا: نام راهبه ای ایتالیایی اطلاعات بیشتر

کلاله: بخشی از گل که برای جذب دانه های گرده، نگه داشتن و رویاندن آنها، و تولید میوه است، زلف، کاکل اطلاعات بیشتر

کلثوم: نام یکی از دختران حضرا علی (ع) اطلاعات بیشتر

کمانه: منسوب به کمان اطلاعات بیشتر

کمند: دام، کنایه از گیسو اطلاعات بیشتر

کوثر: نام چشمه ای در بهشت، نام سوره ای در قرآن کریم که یکی از شأن نزول‌های آن تولد حضرت فاطمه است اطلاعات بیشتر

کوچیار: یارکوتاه قد(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

کوشانه: مونث کوشان -دختر ساعی - بانوی تلاشکر - اطلاعات بیشتر

کوشک: قصر، کاخ، نام دختر ایرج پسر فریدون پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

کوکب: ستاره، گلی زینتی، درشت و پُرپَر به رنگهای ارغوانی، سفید، قرمز، زرد، یا بنفش اطلاعات بیشتر

کوکبه: شکوه، جلال اطلاعات بیشتر

کوهینه: پونه اطلاعات بیشتر

کهربا: نام صمغی سخت شده و زرد رنگ که خاصیت جذب کنندگی دارد اطلاعات بیشتر

کهسار: کوهسار، جایی که دارای کوههای متعدد است اطلاعات بیشتر

کی آفرید: مرکب از کی( پادشاه) + آفرید( آفریده) اطلاعات بیشتر

کی آفرین: آفریننده پادشاه اطلاعات بیشتر

کی بانو: بانوی شاه، زنی که همه از او حساب می برند اطلاعات بیشتر

کی دخت: دختر پادشاه اطلاعات بیشتر

کیادخت: دختر پادشاه اطلاعات بیشتر

کیازاد: زاده پادشاه اطلاعات بیشتر

کیان بانو: ملکه اطلاعات بیشتر

کیانا: طبیعت اطلاعات بیشتر

کیاندخت: دختری از نسل شاهان اطلاعات بیشتر

کیانوش: از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر فریدون پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

کیانه: منسوب به کیان، پادشاهی اطلاعات بیشتر

کیجا: دختر اطلاعات بیشتر

کیمیا: اکسیر، هر چیز نایاب و دست نیافتنی، افسون اطلاعات بیشتر

کیوان: ستاره زحل، نام یکی از بزرگان دربار بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

کیوان دخت: مرکب از کیوان( نام ستاره ای) + دخت( دختر) اطلاعات بیشتر

کیهان دخت: مرکب از کیهان( دنیا) + دخت( دختر) اطلاعات بیشتر

کیهانه: کیهان، جهان، دنیا، گیتی اطلاعات بیشتر

کانی: چشمه آب - کنایه از تازگی و نشاط است اطلاعات بیشتر

کاس: دختر چشم آبی اطلاعات بیشتر

کیجانا: دختر مازندزرانی که عزیز و دوست داشتنی است اطلاعات بیشتر

کامیشا: خوشحال ، سرزنده ، خوش بیان ، ترکیب مغلوب و تغییر یافته شادکام اطلاعات بیشتر

کیارا: اندوه و ملالت ، میل شدید به خوردن انواع خوردنی جات اطلاعات بیشتر

کامیلا: محافظ مبعد ، نام دختری جنگجو در افسانه تروا اطلاعات بیشتر

کامه: هدف ، مراد ، خواهش ، خواسته ، آرزو اطلاعات بیشتر

کبریا: عظمت ، بزرگی اطلاعات بیشتر

کیناز: به کسر کاف ، موجب تفاخر پادشاه ، دختری که پادشاه نازکش اوست، بانویی که در بین بزرگان عزیز است. اطلاعات بیشتر

No comments: