Monday, April 21, 2014

نام نی نی دختر با حرف ه

هاجر: معرب از عبری فرارکننده ، مهاجرت کننده، نام مادر اسماعیل و همسر ابراهیم(ع) اطلاعات بیشتر

هارا: کوهستان اطلاعات بیشتر

هاله: معرب از یونانی حلقه نورانی سفید یا رنگی که گاهی گرد ماه یا خورشید دیده می شود اطلاعات بیشتر

هانا: پناه، امید،نفس، فریاد اطلاعات بیشتر

هانیه: هانیه کنیه حضرت فاطمه (س) به معنی :کسی که تمامی وسایل آرامش و آسایش شوهر خود را فراهم میکند اطلاعات بیشتر

هایده: توبه کننده، به حق بازگردنده اطلاعات بیشتر

هدا: هدی، هدایت کردن، هدایت،راهنمایی، راه درست و مسیر درست اطلاعات بیشتر

هدسه: همسر یهودی خشایار شاه که بعداً استر نام گرفت،محل دفن او و داییش (مردخای) جزء آثار باستانی همدان است اطلاعات بیشتر

هدی: هدایت کردن، هدایت،راهنمایی، راه درست و مسیر درست اطلاعات بیشتر

هدیه: ارمغان، تحفه اطلاعات بیشتر

هرمیس: شیر یا کرگدن اطلاعات بیشتر

هستنوه: قیام تودةمردم (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هستی: وجود، زندگی، زندگانی اطلاعات بیشتر

هفدن: وزن شعر (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هفیان: آرام گرفتن (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هگبه: رةآورد، هدیةسفر، خورجین(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هلاله: گلی زرد رنگ خوشبو ، آلالة ، جارزدن، با خبر ساختن(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هلپرین: رقصیدن(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هلن: فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد اطلاعات بیشتر

هلنا: هلن، فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد اطلاعات بیشتر

هلنسا: هل(فارسی) + نسا(عربی) زنان معطر اطلاعات بیشتر

هلیا: خورشید اطلاعات بیشتر

هلینا: هلن، فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد اطلاعات بیشتر

هما: پرنده ای با جثه بزرگ که قدما می پنداشتند سایه اش بر سر هر کسی بیفتد به سعادت و خوشبختی می رسد،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر گشتاسپ پادشاه کیانی، و همچنین نام دختر بهمن اسفندیار ملقب به چهرزاد اطلاعات بیشتر

همایون بخت: خوشبخت، خجسته بخت، کامیاب اطلاعات بیشتر

همایون چهر: خوشروی، خوش سیما و زیبا اطلاعات بیشتر

همتا: نظیر، مانند اطلاعات بیشتر

هموند: اعضاء (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

همیشه بهار: گیاهی زینتی یا خودرو با گلهای زرد یا نارنجی که در تمام مدت سال دیده می شود اطلاعات بیشتر

همیلا: نام ندیمه شیرین همسر خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

هنار: انار(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هناو: زهره، شجاعت(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هنگامه: شگفت انگیز، عالی، فوق العاده، فتنه، آشوب اطلاعات بیشتر

هوبخت: خوشبخت اطلاعات بیشتر

هوده: راست، درست اطلاعات بیشتر

هور: خور،خورشید،از شخصیتهای شاهنامه، نام دانایی پرهیزکار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

هورآفرین: آفریننده خورشید اطلاعات بیشتر

هورام: مرتفع،نام پادشاهی در کتاب مقدس اطلاعات بیشتر

هوران: آفتاب(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هورتاش: هور(فارسی) + تاش(ترکی) آنکه چون خورشید نورانی است اطلاعات بیشتر

هورتن: آن که تن و بدنی پاک و درخشان چون خورشید دارد اطلاعات بیشتر

هورچهر: آن که چهره و سیمایی درخشان و نورانی چون خورشید دارد اطلاعات بیشتر

هورخش: آفتاب عالمتاب اطلاعات بیشتر

هورداد: داده خورشید اطلاعات بیشتر

هوردخت: دختری زیبا چون خورشید اطلاعات بیشتر

هوردیس: زیبا و روشن چون خورشید اطلاعات بیشتر

هوررخ: هورچهر اطلاعات بیشتر

هورزاد: زاده خورشید اطلاعات بیشتر

هورزاد: خوب زاده، اصیل، شریف اطلاعات بیشتر

هورشاد: مرکب از هور( خورشید) + شاد اطلاعات بیشتر

هورشید: خورشید، آفتاب اطلاعات بیشتر

هورشید: خورشید(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هورمهر: خورشید اطلاعات بیشتر

هورناز: خورشید زیبا اطلاعات بیشتر

هوروش: درخشان و زیبا چون خورشید اطلاعات بیشتر

هوری: نور خورشید (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هوزان: نرگس نو شکفته اطلاعات بیشتر

هوزان: یاد گرفتن (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هوزان: یاد گرفتن(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هوژین: آموختن (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هوما: مرغ سعادت، فرخنده (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هومان: خودمان (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هومهر: دوست اطلاعات بیشتر

هونراوه: کنایةاز کلام منظوم (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هونیا: شعر (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هویار: یار خوب و خوش اطلاعات بیشتر

هیران: قرار(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هیزان: نیرومند، توانا(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هیژان: ارزیدن ، جنبیدن (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هیلا: پرنده ای شکاری کوچکتر از باز اطلاعات بیشتر

هیلان: آشیانة، مکان آرامش(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هیلدا: نیرومند، قوی اطلاعات بیشتر

هیمو: پاک دامن(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هینان: آوردن(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هیوان: ایوان. تراس(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

هانیا: مؤنث هانی- مادر مهربان و دلسوز اطلاعات بیشتر

هرمینا: سفر حرکت اطلاعات بیشتر

هینا: ماهر اطلاعات بیشتر

هیما: بانوی عاشق ، مرکب از هیم(عربی به معنای عاشق و شیفته ) + الف تانیث فارسی اطلاعات بیشتر

هانه: چشمه اطلاعات بیشتر

هلما: معنی اسم را در این قسمت بنویسید خیلی صبور اطلاعات بیشتر

هوتوس: آتوسا،نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی ،همسر داریوش و مادر خشایارشا اطلاعات بیشتر

هوتس: به ضم ت ، آتوسا،نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی ،همسر داریوش و مادر خشایارشا اطلاعات بیشتر

هیوا: فریاد ، صدای بلند اطلاعات بیشتر

هلیون: هلیوس ، خورشید اطلاعات بیشتر

هرانوش: دختری با روی برافروخته ، دختر آتش ، کنایه از دختر زیبا روی اطلاعات بیشتر

هیدیکا: آرام.یواش ، به آهستگی اطلاعات بیشتر

هنیا: به فتح ه ، گوارا باد ، نوش باد اطلاعات بیشتر

هودسا: هوتسا، آتوسا، نام همسر گشتاسب اطلاعات بیشتر

هوتسا: آتوسا، نام همسر گشتاسب اطلاعات بیشتر

هوتس: هوتسا، آتوسا، نام همسر گشتاسب اطلاعات بیشتر

No comments: