Monday, April 21, 2014

نام نی نی پسر با حرف ش

شابرزین: شاه برزین اطلاعات بیشتر

شابهار: نام دشتی در نواحی کابل اطلاعات بیشتر

شاپور: شاه پور، پسر شاه، شاهزاده، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری گرانمایه و بارسالار فریدون پادشاه پیشدادی، همچنین نام چندتن از پادشاهان و پهلوانان ایرانی در شاهنامه اطلاعات بیشتر

شادان: شاد و خرم، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر برزین از مردم توس و نام یکی از راویان شاهنامه اطلاعات بیشتر

شادان برزین: نام دانشمندی از مردم توس اطلاعات بیشتر

شادان هرمز: مرکب از شادان ( شاد) + هرمز اهورامزدا یا خدا اطلاعات بیشتر

شادبه: بهترین شادی اطلاعات بیشتر

شادتگین: شاد(فارسی) + تگین(ترکی) پهلوان شاد، از امیران دربار خوارزمشاه اطلاعات بیشتر

شادکان: کامیاب، کامروا، خوشحال، شادمان، نام برادر فریدون پادشاه پیشدادی بنا به روایتی اطلاعات بیشتر

شادلی: نام چندتن از بزرگان عرب اطلاعات بیشتر

شادمان: خوشحال، مسرور، نام برادر شیرویه، پسر خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شادمهر: مرکب از شاد(خوشحال) + مهر( محبت یا خورشید) ،نام شهر یا مکانی در نیشابور اطلاعات بیشتر

شادیار: شاد و خوشحال اطلاعات بیشتر

شار: عنوان عمومی پادشاهان غرجستان (ناحیه ای در عربستان کنونی) اطلاعات بیشتر

شارایل: خدای پادشاه اطلاعات بیشتر

شارو: بازمانده یا پنهان اطلاعات بیشتر

شاروسین: پادشاه مقدس اطلاعات بیشتر

شارونا: سرزمین پربار و حاصلخیز اطلاعات بیشتر

شارویه: شیرویه اطلاعات بیشتر

شاعی: شیعی اطلاعات بیشتر

شاکل: شبیه و مانند اطلاعات بیشتر

شامل: حاوی، دارنده ، کامل ، فراگیرنده ، نام یکی از رهبران مذهبی و سران عشایر قفقاز اطلاعات بیشتر

شاندیز: نام روستایی در نزدیکی مشهد اطلاعات بیشتر

شانلی: شان(عربی) + لی( ترکی)، پرافتخار، مشهور، شایان تحسین اطلاعات بیشتر

شاور: شاپور، شاه پور، پسر شاه، شاهزاده، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری گرانمایه و بارسالار فریدون پادشاه پیشدادی، همچنین نام چندتن از پادشاهان و پهلوانان ایرانی در شاهنامه اطلاعات بیشتر

شاوران: از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر زنگه پهلوان ایرانی در دوره کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

شاوگ: نام پادشاه کوشان در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شاویس: شا( فارسی) + ویس(عربی) مرکب از شاه + اویس( نام شخصی پارسا که از تابعین بوده است) اطلاعات بیشتر

شاه برزین: نام شخصی در وندیدا (بخشی از اوستا) اطلاعات بیشتر

شاه بهرام: نام بهرام گور پادشاه ساسانی و همچنین پادشاه کشمیر اطلاعات بیشتر

شاه پر: شهپر اطلاعات بیشتر

شاه سرور: نام پسر شاه سرو پادشاه کشمیر اطلاعات بیشتر

شاه محمد: شاه(فارسی) + محمد(عربی) نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه اطلاعات بیشتر

شاه مراد: شاه (فارسی) + مراد(عربی) مهمترین و بزرگترین آرزو اطلاعات بیشتر

شاه موبد: شوهر ویس در منظومه ویس و رامین اطلاعات بیشتر

شاه هژبر: شاه(فارسی) + هژبر(از عربی اطلاعات بیشتر

شاها: نام قلعه ای که هولاکوخان اموال و خزاین خود را آنجا گذاشته بود اطلاعات بیشتر

شاهارا: حافظ شبهای روزه داران اطلاعات بیشتر

شاهباز: شهباز اطلاعات بیشتر

شاهپور: شاپور اطلاعات بیشتر

شاهد: زیبارو، محبوب، معشوق اطلاعات بیشتر

شاهدیس: مانند شاه اطلاعات بیشتر

شاهر: مشهور، نامی اطلاعات بیشتر

شاهرخ: آن که چهره ای با هیبت و شکوه چون شاه دارد ، نام پسر امیرتیمور پادشاه تیموری اطلاعات بیشتر

شاهروز: نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر اطلاعات بیشتر

شاهسار: نام یکی از شاعران دربار سامانیان اطلاعات بیشتر

شاهسون: شاه(فارسی) + سون (ترکی) ، شاه دوست، نام چند طایفه از طوایف ترک در ایران اطلاعات بیشتر

شاهفور: شاپور اطلاعات بیشتر

شاهقلی: شاه(فارسی) + قلی(ترکی) غلام شاه، نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه اطلاعات بیشتر

شاهک: شاه کوچک، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان و مشاوران دربار هرمز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شاهکار: کار شاهانه، برجسته، ممتاز اطلاعات بیشتر

شاهگل: زیباترین گل در میان گلها اطلاعات بیشتر

شاهمیر: شاه(فارسی) + میر(عربی) ، امیرشاه ، نام برادر میرک بیگ وزیر شاه اسماعیل صفوی اطلاعات بیشتر

شاهنده: شاینده ، نیکوکار، صالح، لقب بهرام پسر هرمز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شاهنگ: شاه + انگین ملکه زنبور عسل اطلاعات بیشتر

شاهو: آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است اطلاعات بیشتر

شاهوش: آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است اطلاعات بیشتر

شاهوی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هفتواد یکی از پهلوانان دوران اردشیر بابکان پادشاه ساسانی، نام یکی از راویان شاهنامه اطلاعات بیشتر

شاهویه: نام در برزویه دانشمند ایرانی، مترجم کلیله و دمنه اطلاعات بیشتر

شاهیده: پارسا، پرهیزکار، نیکوکار اطلاعات بیشتر

شاهین: پرنده شکاری اطلاعات بیشتر

شایار: وزیر(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

شایان: سزاوار، شایسته، ممکن، مقدور اطلاعات بیشتر

شایرایا: ستاره ناهید اطلاعات بیشتر

شایگان: مرد بزرگ - شایسته و شایان اطلاعات بیشتر

شایورد: شادورد اطلاعات بیشتر

شباب: جوانی اطلاعات بیشتر

شبان: چوپان، گله بان اطلاعات بیشتر

شباویز: مرغ حق اطلاعات بیشتر

شبلی: نام عارف معروف قرن سوم و چهارم اطلاعات بیشتر

شبنا: جوان، نام یکی وکلای قصر حزقیا پادشاه یهودا اطلاعات بیشتر

شبیر: نام پسر هارون از پیامبران بنی اسرائیل اطلاعات بیشتر

شجاع الدین: آن که در دفاع از دین شجاع است اطلاعات بیشتر

شجاع الملک: آن که در دفاع از کشور شجاع است اطلاعات بیشتر

شداد: نام فرزند عاد(ع) اطلاعات بیشتر

شراکیم: نام یکی از سپهبدان مازندران اطلاعات بیشتر

شرف: بزرگواری، برتری اطلاعات بیشتر

شرف الدین: موجب آبروی دین و آیین اطلاعات بیشتر

شرف الزمان: موجب بزرگی عصر و روزگار اطلاعات بیشتر

شروان: نام سرزمینی در جنوب شرقی قفقاز اطلاعات بیشتر

شروین: نام یکی از فرزندان ملک کیوس برادر انوشیروان پادشاه ساسانی ، نام یکی از سرداران معاصر شاپور ذوالاکتاف پادشاه ساسانی، نام سلسله جبالی در نزدیکی دیلم و گیلان اطلاعات بیشتر

شریف: ارزشمند، عالی، سید، ارجمند، بزرگوار، نام کوهی در عربستان اطلاعات بیشتر

شریف الدین: دارای دین و آیین پاک اطلاعات بیشتر

شعبان: نام ماه هشتم از سال قمری اطلاعات بیشتر

شعیب: توشه دان، نام پدر همسر موسی(ع)، نام کوهی در یمن اطلاعات بیشتر

شغاد: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند اطلاعات بیشتر

شفا: بهبود یافتن از بیماری، تندرستی اطلاعات بیشتر

شفروه: نام یکی از خاندانهای مشهور اصفهان اطلاعات بیشتر

شفق: سرخی افق پس از غروب آفتاب اطلاعات بیشتر

شفیع: شفاعت کننده، پایمرد اطلاعات بیشتر

شقیق: نام یکی از سرداران علی(ع) اطلاعات بیشتر

شکرالله: سپاس خد ارا اطلاعات بیشتر

شکرعلی: (به ضم شین) عربی مرکب از شکر( سپاس) + علی( بلندمرتبه) اطلاعات بیشتر

شکور: بسیار سپاسگزار، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

شکیب: تحمل، بردباری، آرام و صبر اطلاعات بیشتر

شلیخا: سریانی نام یکی از حواریون عیسی(ع) اطلاعات بیشتر

شماخ: از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه سوریان و از دلاوران ایران در زمان کیخسرو پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

شماس: خادم، عابد، طبقه و گروهی از روحانیون مسیحی، از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار ایرانی مسیحی در زمان پادشاهی نوشزاد فرزند انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شماساس: از شخصیتهای شاهنامه، نام سالاری بزرگ و برگزیده در سپاه توران زمان افراسیاب پادشاه تورانی اطلاعات بیشتر

شمس: خورشید، نام بتی در قدیم، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

شمس الدین: آفتاب دین ، نام دو تن از پادشاهان آل کرت اطلاعات بیشتر

شمس الهدی: خورشید هدایت اطلاعات بیشتر

شمعون: شنونده ، نام یکی از برادران یوسف(ع) اطلاعات بیشتر

شمیران: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی و جزو سپاه پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر

شمیل: باد شمال ، نام روستایی در نزدیکی بندرعباس اطلاعات بیشتر

شمینه: حاصلخیز، برکت یافته اطلاعات بیشتر

شنتیا: فاتح پیروز از القاب حضرت علی اطلاعات بیشتر

شنطوس: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در درگاه خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شنگان: از شخصیتهای شاهنامه و از بزرگان ایرانی در زمان یزگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شنگل: شوخ، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه هند و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر

شوان: گله بان، چوپان اطلاعات بیشتر

شورعلی: شور(فارسی + علی(عربی) مرکب از شور( هیجان ) + علی( بلندمرتبه) اطلاعات بیشتر

شوق علی: مرکب از شوق ( هیجان) + علی( بلند مرتبه) اطلاعات بیشتر

شوکت: جاه و جلال، عظمت، بزرگی اطلاعات بیشتر

شه موبد: شاه موبد اطلاعات بیشتر

شهاب: جاه و جلال، عظمت، بزرگی اطلاعات بیشتر

شهاب الدین: آن که چون ستاره روشنی در دین است، نام حکیم معروف قرن ششم، شهاب الدین سهره وردی اطلاعات بیشتر

شهباز: شاه باز نوعی باز سفید رنگ و شکاری اطلاعات بیشتر

شهبال: بزرگترین پر پرنده اطلاعات بیشتر

شهبان: برادر زرین ملک در داستان ملک بهمن اطلاعات بیشتر

شهبد: شهبد (به ضم ب) مرکب از شه(شاه) + بد(صاحب،خداوند)؛ترکیب مرخم و به معنای شاه بزرگ و صاحب اختیار است اطلاعات بیشتر

شهداد: داده شاه، نام بخشی از شهرستان کرمان، نام رودی در کرمان اطلاعات بیشتر

شهرآزاد: نام یکی از پادشاهان ساسانی اطلاعات بیشتر

شهرآشوب: آن که در شهر ایجاد فتنه و آشوب می کند، بسیار زیبا و دلربا، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی اطلاعات بیشتر

شهرآگیم: حاکم شهر، نام یکی از سپهسالاران مازندران اطلاعات بیشتر

شهراد: شاه بخشنده اطلاعات بیشتر

شهرام: شاه شاد و خوشحال اطلاعات بیشتر

شهران: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از خردمندان ایرانی در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شهربان: حاکم شهر اطلاعات بیشتر

شهرتاش: شهر(فارسی) + تاش(ترکی) همسایه و همشهری اطلاعات بیشتر

شهرخ: شاهرخ اطلاعات بیشتر

شهرخواست: نام روستایی در نزدیکی شیراز، نام یکی از سرداران طبرستان اطلاعات بیشتر

شهرداد: نام قدیم شهر اهواز اطلاعات بیشتر

شهرزاد: زاده شاه اطلاعات بیشتر

شهرسپ: از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیر طهمورث که مردی دانا و پارسا بود و شاه را به نیکی راهنمایی می کرد اطلاعات بیشتر

شهرگان: شهری، اهل شهر اطلاعات بیشتر

شهرگیر: فاتح شهر، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و سالار اردشیر بابکان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شهرنوش: مرکب از شهر+ نوش( عسل) یا نوش از مصدر نوشیدن( نیوشیدن) اطلاعات بیشتر

شهرو: آن که چهره ای چون چهره شاه دارد ، نام یکی از اعیان ایرانی در زمان یزگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شهروان: شهربان، نگهبان شهر اطلاعات بیشتر

شهرود: نهر و رودخانه بزرگ، نام سازی اطلاعات بیشتر

شهروز: شاه روزگار یا داری بخت و روز شاه، نام سازی، نام شهری که خسروپرویز پادشاه ساسانی بنا کرد اطلاعات بیشتر

شهروین: شهنام ، از نامهای باستانی اطلاعات بیشتر

شهریار: پادشاه، شاه، فرمانروا، حاکم، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شهرین: نام یکی از نجبای ایرانی در زمان ساسانیان اطلاعات بیشتر

شهریور: نام ماه ششم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز چهارم از هر ماه شمسی در ایران قدیم اطلاعات بیشتر

شهفور: شه(فارسی) + فور(معرب پور) ، شاهپور پسر شاه، شاهزاده اطلاعات بیشتر

شهمردان: نام پسر ابولخیر، اخترشناس و ریاضیدان ایرانی اطلاعات بیشتر

شهنام: دارای نام شاهانه اطلاعات بیشتر

شهنوش: مرکب از شه ( شاه) + یاد( عسل) اطلاعات بیشتر

شهیاد: مرکب از شه ( شاد) + یاد( خاطره) اطلاعات بیشتر

شهیار: یاور و کمک کننده شاه، نام یکی از دانشمند زرتشتی در قرن یازدهم یزگردی اطلاعات بیشتر

شیبان: از قبایل عرب اطلاعات بیشتر

شیبت: سفیدی مو، پیری اطلاعات بیشتر

شیث: نام سومین پسر آدم و حوا که به عقیده مسلمانان مقام نبوت داشت اطلاعات بیشتر

شید: نور، روشنایی، آفتاب، خورشید اطلاعات بیشتر

شیداب: نام حکیمی که خاک را خدا می دانست، برساخته فرقه آذرکیوان است اطلاعات بیشتر

شیدرنگ: نام پهلوانی دانشمند و فاضل، برساخته فرقه آذرکیوان است اطلاعات بیشتر

شیدسب: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

شیدوش: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری جنگاور در دربار فریدون پادشاه پیشدادی، نیز نام پسر گودرز پهلوان ایرانی اطلاعات بیشتر

شیرآزاد: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در زمان رستم هرمزان سردار ساسانی اطلاعات بیشتر

شیراحمد: شیر(فارسی) + احمد(عربی) مرکب از شیر( شجاع) + احمد( ستوده) اطلاعات بیشتر

شیراک: نام پدر هرمزد، کنده‌کار کتیبه کعبه زرتشت اطلاعات بیشتر

شیران: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شیرخون: از شخصیتهای شاهنامه، نام مرد زابلی و راهنمای بهمن پسر اسفندیار تورانی به شکارگاه رستم پهلوان شاهنامه اطلاعات بیشتر

شیرزاد: زاده شیر، شجاع، طبق بعضی از نسخه های شاهنامه نام جارچی انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شیرزیل: از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در زمان خسرو پرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شیرعلی: شیر( فارسی) + علی(عربی) ، مرکب از شیر ( شجاع) + علی( بلندمرتبه)، نام طایفه ای از طوایف کهگیلویه اطلاعات بیشتر

شیرگل: مرکب از شیر( شجاع) + گل اطلاعات بیشتر

شیرمحمد: شیر(فارسی) + محمد(عربی) مرکب از شیر ( شجاع) + محمد( ستوده) اطلاعات بیشتر

شیرو: از شخصیتهای شاهنامه، و بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه، نام یکی از پسران گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

شیرو: شیرویه اطلاعات بیشتر

شیرویه: شکوهمند و صاحب شأن و شوکت، شجاع و دلیر، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام پسر خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

شاینا: شاهدانه اطلاعات بیشتر

شانیا: کسی که در تصمیم و نظر خود پابرجاست - مصمم اطلاعات بیشتر

شیانا: پاداش دهنده جزا دهنده مرکب از شیان (جزا و پاداش) + الف فاعلی اطلاعات بیشتر

شادن: بچه آهو - بچه آهویی که کمی بزرگ شده و بی نیاز از مادراست - زیبا و لطیف مانند بچه آهو اطلاعات بیشتر

شیوه: راه روش اطلاعات بیشتر

شاهیار: یار سلطان ، ملازم شاه اطلاعات بیشتر

شاکر: شکرگزار ، کسی که در حال شکرکردن است،معمولامنظور شکرگزاری در برابر خداوند است اطلاعات بیشتر

شکیل: زیبا ، پسر خوش چهره اطلاعات بیشتر

شهسان: مانند شاه ، شاهوار ، دارای جلال و شکوه شاهانه اطلاعات بیشتر

شعیا: اشعیا ، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که نسبش به سلیمان نبی می رسد. اطلاعات بیشتر

شهمیر: مخفف شهمیرزاد شهری در استان سمنان ، مرکب از شه مخفف شاه بعلاوه میر مخفف امیر ، سلطان و فرمانروا اطلاعات بیشتر

شهیر: معروف ، نام آور ، نامدار اطلاعات بیشتر

No comments: