Monday, April 21, 2014

نام نی نی پسر با حرف و

واتیار: سخنگو(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

واجد: دارنده، دارا، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

واحد: یگانه، آن که در نوع خود بی نظیر و منحصر به فرد است اطلاعات بیشتر

وادا: مکان مقدس اطلاعات بیشتر

وادان: نام روستایی در نزدیکی دماوند اطلاعات بیشتر

وادگان: نام شخصی در وندیداد اطلاعات بیشتر

وادیار: اینطور که پیداست، ظاهر امر(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

واران: نامی که مورخان یونانی به پادشاهان ایرانی که نامشان بهرام بوده داده اند اطلاعات بیشتر

واران: باران(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

وارتان: نام پسر بلاش اول پادشاه اشکانی اطلاعات بیشتر

واردان: نام دادوری در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

وارونا: نام یکی از خدایان هندو اطلاعات بیشتر

واسپور: لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

واسپوهر: واسپور،لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

واصف: به اندازه لازم و مورد نیاز، کافی، وفاکننده اطلاعات بیشتر

وافی: به اندازه لازم و مورد نیاز، کافی، وفا کننده اطلاعات بیشتر

والا: بالا عزیز، گرامی، محترم، دارای ارج و اهمیت،اصیل، نژاده اطلاعات بیشتر

والی: حاکم، پادشاه،از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

وامق: نام مردی که عاشق عذرا بود اطلاعات بیشتر

وانان: نام روستایی در نزدیکی شهرکرد، نام یکی از پادشاهان اشکانی اطلاعات بیشتر

وانتیار: نام پسر ایرج به نوشته بندهشن اطلاعات بیشتر

واهب: عطاکننده، بخشنده، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

وتار: مقالة، سخنرانی(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

وثوق: اعتماد، اطمینان اطلاعات بیشتر

وجاسب: دارنده اسب بزرگ، نام پسر هباسپ از خاندان کیانی اطلاعات بیشتر

وجیه الله: دارای قدر و منزلت خداوند اطلاعات بیشتر

وحدت: یگانگی، اتحاد،تنهایی اطلاعات بیشتر

وحید: یگانه، یکتا، بی نظیر اطلاعات بیشتر

وحیدالدین: بی نظیر و یگانه در دین، نام دانشمندی از معاصران خاقانی اطلاعات بیشتر

وخش: روشنایی، نام چهاردهمین جد آذرباد مهراسپند اطلاعات بیشتر

وخش داد: داده روشنایی، یکی از سرداران هخامنشی اطلاعات بیشتر

ودود: بسیار مهربان، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

وراز: گراز که در ایران باستان نشانه زورمندی بوده است اطلاعات بیشتر

ورازاد: از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای سپیجاب که جزو قلمرو افراسیاب تورانی بوده است اطلاعات بیشتر

ورازبنده: بنده نیرومند،از نامهای ساسانیان اطلاعات بیشتر

ورازپیروز: آن که نیرومند و پیروز است، آن که در زورآزمایی پیروز است اطلاعات بیشتر

ورازتیرداد: نام آخرین فرمانروای ارمنستان از خاندان مهرگان اطلاعات بیشتر

ورازداد: دارنده زور و نیرومندی، نام یکی از شاهزادگان اشکانی فرماندار ارمنستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ورازمهر: از نامهای زمان ساسانیان اطلاعات بیشتر

ورازنرسی: از نامهای زمان ساسانیان اطلاعات بیشتر

وردانشاه: نام جد مرداویج اطلاعات بیشتر

وردین: گلهای بسیار اطلاعات بیشتر

ورزا: نام پسر فرشید، پسر لهراسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

ورزاک: نام پدر مهرترسه وزیر یزدگرد اول پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ورزان: محافظ، نگهبان ، فصلها(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ورزگمهر: بزرگمهر، بسیار مهربان، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ورزمیار: حامی اهورا مزدا(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ورزیار: برزگر(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ورزیر: برزگر(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ورشاد: وظیفه و مقرری اطلاعات بیشتر

ورشنگ: آفتاب خوشحال (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ورگر: با دوام (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ورگیر: مترجم (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ورنا: برنا جوان، برنا، خوب و نیک اطلاعات بیشتر

وریا: هوشیار اطلاعات بیشتر

وریا: زرنگ، باهوش (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

وژاسپ: وجاسب،دارنده اسب بزرگ، نام پسر هباسپ از خاندان کیانی اطلاعات بیشتر

وساک: نساک، نام همسر سیامک پسر کیومرث پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

وسپور: واسپور،لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

وسپوهر: واسپور،لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

وستا: اوستا، نام کتاب مقدس زرتشتیان اطلاعات بیشتر

وستوی: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

وستهم: ویستهم، گستهم نام سپهبد بابل در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

وشمگیر: صیدکننده بلدرچین، نام پسر زیار از امرای آل زیار اطلاعات بیشتر

وصال: رسیدن به چیزی یا کسی و به دست آوردن آن یا او، لقب شاعر بزرگ قرن دوازدهم، میرزامحمد شفیع شیرازی اطلاعات بیشتر

وفا: پایدار بودن در قول و قرار، تعهد و دوستی اطلاعات بیشتر

وفا اندیش: وفا(عربی) + اندیش(فارسی)، وفاپرورد اطلاعات بیشتر

وقار: متانت، سنگینی، آهستگی، آرامی، شکوه، جلال اطلاعات بیشتر

ولا: دوستی، محبت اطلاعات بیشتر

ولام: ، پیام ، پاسخ(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ولی: پدر، مادر یا کفیل، دوست و یار نیکان، بالاترین مقام در دین اسلام پس از پیامبر(ص)، لقب علی(ع)، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

ولی الله: دوست خداوند، لقب علی(ع) اطلاعات بیشتر

ولیداد: ولی(عربی) + داد(فارسی) داده ولی اطلاعات بیشتر

وندا: هزوارش است به معنی خورشید اطلاعات بیشتر

ونداد: خواهش، امید، آرزو، نام پسر سوخر از خاندان قارن اطلاعات بیشتر

وه پناه: نام یکی از دادوران مشهور ساسانی اطلاعات بیشتر

وه وران: بهوران،آنکه دارای روح و روان نیکوست اطلاعات بیشتر

وهاب: بسیار بخشنده، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

وهامان: نام پدر سلمان فارسی اطلاعات بیشتر

وهب: بخشش، عطا،نام پدر آمنه مادر پیامبر(ص) اطلاعات بیشتر

وهبرز: نام یکی از دادوران ساسانی اطلاعات بیشتر

وهرام: بهرام، نام ستاره مریخ ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه ‏کیانی بود اطلاعات بیشتر

وهرام شاپور: نام پادشاه ارمنستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

وهرام گشسب: نام پدر بهرام چوبین اطلاعات بیشتر

وهزاد: بهزاد، مرکب از وه ( بهتر، خوب) + زاد ( زاده) ، نام اسب ‏سیاوش،زاده خوب و نیکو اطلاعات بیشتر

وهسود: بهسود، از نامهای زمان ساسانیان اطلاعات بیشتر

وهشاپور: نام موبدی مشهور در زمان قباد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

وهمن: بهمن، نام ماه یازدهم از سال شمسی ، نام فرشته نگهبان چهارپایان سودمند ، نام روز دوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام ‏پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

وهمنش: بهمنش، کسی که دارای راه و روش نیکویی است اطلاعات بیشتر

وهمهر: نام مرزبان ارمنستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

وهنیا: بهنیا، کسی که از نسل خوبان است اطلاعات بیشتر

وهومن: بهمن، نام ماه یازدهم از سال شمسی ، نام فرشته نگهبان چهارپایان سودمند ، نام روز دوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام ‏پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

ویارش: بیارش، دو دلیر اطلاعات بیشتر

ویرا: شجاع(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ویراب: از نامهای امروزی زرتشتیان اطلاعات بیشتر

ویس: عشیرةیکرنگ (نگارش کردی اطلاعات بیشتر

ویسپار: از نجبای پارس اطلاعات بیشتر

ویستور: گشوده و منتشر شده اطلاعات بیشتر

ویستهم: وستهم،گستهم نام سپهبد بابل در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ویسه: از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر پیران سپهسالار پشنگ فرمانروای توران اطلاعات بیشتر

ویشتاسب: نام پسر ارشامه و پدر داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

ویکتور: پیروز شدن، ظفریافتن اطلاعات بیشتر

ویگن: بیژن اطلاعات بیشتر

ویناسب: نام دوازدهمین جد آذرباد مهراسپند اطلاعات بیشتر

ویو: گیو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گودرز و از پهلوانان بزرگ ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

ویوان: نام حاکم رُخّج در زمان داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

ویهان: نام یکی از سرداران دیلمی اطلاعات بیشتر

وارش: بارش - باریدن باران اطلاعات بیشتر

ودیع: آرمیده - جوینده راحتی و آسایش-همچنین به معنای عهد و پیمان هم آمده است اطلاعات بیشتر

ورونیکا: نام تیره ای از گیاهان که پوپک از آن دسته است. اطلاعات بیشتر

وریا: قوی و درشت هیکل ، چکش آهنی بزرگ اطلاعات بیشتر

ویریا: همت - یکی از کمالات ششگانه که یک بوداسف باید به آن برسد اطلاعات بیشتر

ونون: نام چهار تن از پادشاهان اشکانی اطلاعات بیشتر

ونن: ونون ، نام چهارتن از پادشاهان اشکانی اطلاعات بیشتر

ولید: فرزند ، نام دوتن از خلفای اموی ، اطلاعات بیشتر

No comments: