Monday, April 21, 2014

نام نی نی پسر با حرف س

سابق: مربوط به گذشته، پیشین، مقدم، پیشی گیرنده، سبقت گیرنده، نام چندتن از شخصیتهای تاریخی از جمله نام یکی از اصحاب پیامبر(ص) اطلاعات بیشتر

سابق الدین: پیشی گیرنده در دین اطلاعات بیشتر

سابین: سروکوهی اطلاعات بیشتر

ساتکین: ساتگین، پیاله بزرگی که با آن شراب می خورده اند ، شراب، محبوب، مطلوب اطلاعات بیشتر

ساتگین: پیاله بزرگی که با آن شراب می خورده اند ، شراب، محبوب، مطلوب اطلاعات بیشتر

ساتیار: نام یکی از سرداران داریوش اطلاعات بیشتر

ساجد: سجده کننده اطلاعات بیشتر

سارنگ: نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی اطلاعات بیشتر

سارو: ماه اطلاعات بیشتر

سارین: نام روستایی در نزدیکی رفسنجان اطلاعات بیشتر

ساسان: تنها و گوشه نشین - درویش - نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام جد اردشیر مؤسس سلسله ساسانیان اطلاعات بیشتر

ساشا: ریشه اصلی نام ساشا یونانی است اما در زبانهای روسی و فرانسه و انگلیسی بکاربرده می‌شود و به معنای مدافع و محافظ مردان است اطلاعات بیشتر

ساشا: این نام در زبانهای روسی و فرانسه و انگلیسی نیز بکاربرده می‌شود و به معنای مدافع و محافظ مردان است. اطلاعات بیشتر

ساعد: بخشی از دست بین مچ و آرنج ، کمک کننده، مددکار اطلاعات بیشتر

سالار: بزرگ، مهتر ، سردار سپاه، فرمانده سپاه ، حاکم، شاه اطلاعات بیشتر

سالداش: صخره اطلاعات بیشتر

سالم: فاقد بیماری، بدون عیب یا خرابی اطلاعات بیشتر

سام: آتش ، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال و جهان پهلوان شاهنامه در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

سام: داستان خوشایند - حدیث خوش اطلاعات بیشتر

سامان: سرزمین، ناحیه ، ترتیب و روش کاری، نظام، صبر، آرام و قرار، نام مؤسس سلسله سامانیان اطلاعات بیشتر

سامر: قصه گو، افسانه سرا اطلاعات بیشتر

سامرند: نام کوهی است اطلاعات بیشتر

سامی: عالی، بلندمرتبه اطلاعات بیشتر

سامیا: نام ماه یازدهم از سال ایرانیان در زمان هخامنشیان اطلاعات بیشتر

سامیار: کمک کننده به آتش محافظ آتش اطلاعات بیشتر

سامیان: نام روستایی در نزدیکی اردبیل اطلاعات بیشتر

سامین: نام روستایی در نزدیکی همدان اطلاعات بیشتر

سانا: آسان و راحت - گویش محلی صنعا پایتخت یمن که قهوه آن معروف است اطلاعات بیشتر

سانان: بزرگ ایل اطلاعات بیشتر

ساوا: طلا و نقره سوهان کشیده شده اطلاعات بیشتر

ساوالان: سبلان اطلاعات بیشتر

ساوان: سامان نام روستایی در نزدیکی سقز اطلاعات بیشتر

ساورا: امید اطلاعات بیشتر

ساونگ: نام پدر باونگهه در فروردین یشت اطلاعات بیشتر

ساوه: نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام دلاور تورانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

ساهر: بیدار اطلاعات بیشتر

سایر: سیرکننده، رونده اطلاعات بیشتر

سایروس: سیروس یا کوروش اطلاعات بیشتر

سباک: از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای جهرم در زمان اردشیر پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

سبحان: پاک و منزه ، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

سبحان قلی: سبحان(عربی) + قلی(ترکی) بنده سبحان، بنده خداوند اطلاعات بیشتر

سبکتین: نام مؤسس سلسله غزنویان و پدر سلطان محمد غزنوی اطلاعات بیشتر

سبلان: نام کوهی در آذربایجان اطلاعات بیشتر

سپنتا: اسپنتا - مقدس قابل ستایش اطلاعات بیشتر

سپنتامن: مخفف سپیتامان، نام خانوادگی زرتشت ، نام سرداری ایرانی اطلاعات بیشتر

سپند: اسپند دانه سیاه و خوشبویی که برای دفع چشم زخم در آتش می ریزند اطلاعات بیشتر

سپندان: خردل اطلاعات بیشتر

سپنسار: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

سپهر: آسمان اطلاعات بیشتر

سپهراد: مرکب از سپه( سپاه) + راد( بخشنده، جوانمرد) اطلاعات بیشتر

سپهرار: کره آتش ، برساخته فرقه آذرکیوان است اطلاعات بیشتر

سپهرداد: نام داماد داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

سپهرم: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

ستار: پوشننده ، از نامهای خداوند ، نام یکی از رهبران دوره انقلاب مشروطیت که به سردار ملی ملقب گردید اطلاعات بیشتر

سجاد: بسیار سجد کننده ، لقب امام چهارم شیعیان اطلاعات بیشتر

سحاب: ابر اطلاعات بیشتر

سدیدالدین: محکم و استوار در دین اطلاعات بیشتر

سراج الدین: آن که چون چراغی در دین است اطلاعات بیشتر

سرافراز: سرفراز اطلاعات بیشتر

سرافیل: مخفف اسرافیل اطلاعات بیشتر

سرخه: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر

سردار: فرمانده یک گروه نظامی ، پیشوا، رهبر اطلاعات بیشتر

سرکب: نام یکی از موسیقیدانان بزرگ در دوران ساسانیان اطلاعات بیشتر

سرکش: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از موسیقیدانان دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

سرو: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه یمن و پدر سه عروس فریدون پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

سرور: (به فتح واو)آن که مورد احترام است و نسبت به دیگران سمت بزرگی دارد ، رئیس، بزرگ اطلاعات بیشتر

سروش: فرشته پیام آور در فرهنگ زرتشتی اطلاعات بیشتر

سروشان: نام جد بایزید بسطامی اطلاعات بیشتر

سعدالدین: موجب سعادت دین اطلاعات بیشتر

سعدی: سعد(عربی) + ی(فارسی) ، فرخندگی، خجستگی، لقب شاعر بزرگ قرن هفتم، مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی اطلاعات بیشتر

سعید: خجسته، مبارک، خوشبخت، سعادتمند اطلاعات بیشتر

سفندارمذ: نام یکی از امشاسپندان در دین زرتشتی اطلاعات بیشتر

سقراط: نام فیلسوف بزرگ یوانی و استاد افلاطون اطلاعات بیشتر

سکندر: مخفف اسکندر اطلاعات بیشتر

سلجوق: نام جد خاندان سلجوقیان اطلاعات بیشتر

سلدوز: نام یکی از امرای مغول در دوره غازان خان اطلاعات بیشتر

سلطان: پادشاه ، به صورت پیشوند و پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند سلطان مراد، سلطانعلی، سکینه سلطان اطلاعات بیشتر

سلم: از شخصیتهای شاهنامه، نام بزرگترین پسر پیشدادی اطلاعات بیشتر

سلمان: نام یکی از صحابه پیامبر(ص) که از اهالی فارس (شهر آباده) بوده و جهت دیدن آخرین رسول خدا به مکه مهاجرت کرد اطلاعات بیشتر

سلیم: دارای قدرت داوری و تشخیص درست ، سالم ، نام چندتن از پادشاهان عثمانی اطلاعات بیشتر

سلیمان: پر از سلامتی،نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که خداوند اسرار بسیاری از علوم و فنون غریبه و زبان حشرات و پرندگان را به او آموخت و سپاهی از جن و انس در اختیارش قرار داد اطلاعات بیشتر

سمان: مخفف آسمان، نام روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم اطلاعات بیشتر

سمک: ماهی، نام قهرمان داستان سمک عیار اطلاعات بیشتر

سمکنان: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی در نبرد کیخسرو با افراسیاب اطلاعات بیشتر

سموئیل: مسموع از خدا ، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل اطلاعات بیشتر

سمیر: قصه گو اطلاعات بیشتر

سمیع: شنوا، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

سنا: روشنایی نور بلندی رفعت اطلاعات بیشتر

سناءالدین: آن که موجب روشنایی در دین است اطلاعات بیشتر

سنان الدین: آن که به منزله نیزه دین است و دشمنان را نابود می کند اطلاعات بیشتر

سنباد: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی و از سرداران سپاه بهرام چوبینه اطلاعات بیشتر

سنجر: نام یکی از پادشاهان سلجوقی اطلاعات بیشتر

سنجه: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران مازندرانی در سپاه مازندران در زمان کیکاووس پادشاه کیانی، مرکب از سنج( ریشه سنجیدن) + هـ ( وسیله سنجش) اطلاعات بیشتر

سوان: نام دریاچه ای در ارمنستان اطلاعات بیشتر

سوبیتای: نام پسر تولی پسر چنگیزخان پادشاه مغول اطلاعات بیشتر

سورن: نام یکی از خاندانهای هفتگانه ممتاز در زمان اشکانیان اطلاعات بیشتر

سورنا: نام سردار ایرانی در زمان اشکانیان اطلاعات بیشتر

سورین: توانا، دلیر اطلاعات بیشتر

سوشیانت: سوشیانس،نجات دهنده ، هر یک از موعدان دین زرتشتی که در آخرالزمان ظهور می کنند اطلاعات بیشتر

سوشیانس: سوشیانت،نجات دهنده ، هر یک از موعدان دین زرتشتی که در آخرالزمان ظهور می کنند اطلاعات بیشتر

سوفرا: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری اهل شیراز اطلاعات بیشتر

سوما: در گویش مازندران نهر آب اطلاعات بیشتر

سها: ستاره کم نوری در صورت فلکی دب اکبر اطلاعات بیشتر

سهام: سهم ها، بهره ها اطلاعات بیشتر

سهام الدین: بهره ها و نصیبهای دین اطلاعات بیشتر

سهراب: گلگون، شاداب ، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پهلوان شاهنامه و تهمینه اطلاعات بیشتر

سهره: سرخه، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر

سهند: نام کوهی آتشفشانی در آذربایجان اطلاعات بیشتر

سهیل: روشنترین ستاره صورت فلکی سفینه اطلاعات بیشتر

سی سیماک: نام یکی از سرداران پارسی داریوش هخامنشی اطلاعات بیشتر

سیامک: آن که موهایش سیاه است، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کیومرث پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

سیامند: نام کوهی است اطلاعات بیشتر

سیاوخش: سیاوش اطلاعات بیشتر

سیاوش: دارنده اسب سیاه ، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کیکاووس پادشاه ایران و پدر کیخسرو پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

سیاووش: سیاوش اطلاعات بیشتر

سیبویه: سیب کوچک یا بوی سیب، نام دانشمند نحوی نامدار در قرن دوم که در شیراز می‌زیسته است اطلاعات بیشتر

سیتاک: نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

سیرخ: نام یکی از سرداران سپاه وشمگیر اطلاعات بیشتر

سیروس: شکل فرانسوی کوروش،کوروش اطلاعات بیشتر

سیف الدین: آن که به منزله شمشیر دین است و دشمنان دین را نابود می کند اطلاعات بیشتر

سیف الله: آن که به منزله شمشیر خدا است و در راه خداوند مبارزه می کند اطلاعات بیشتر

سیکا: در گویش مازندران اردک اطلاعات بیشتر

سیمک: از نامهای باستانی، سفید و درخشان اطلاعات بیشتر

سینا: دانشمند ، باهوش و سیاستمدار و در زبان عبری به معنی مبارک ،صفت مشبه از سنبیدن، سوراخ کننده،نام شبه جزیره ای کوهستانی در شمال شرقی مصر که حضرت موسی(ع) به پیامبری برگزیده شد و الواح دهگانه را خداوند به او نازل کرد، نام جد ابن سینا پزشک و دانشمند نامدار ایرانی اطلاعات بیشتر

سینار: سنباد ، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی و از سرداران سپاه بهرام چوبینه اطلاعات بیشتر

سیناک: نام یکی از بزرگان فارسی در زمان اشک هجدهم پادشاه اشکانی اطلاعات بیشتر

سیوان: ماه اطلاعات بیشتر

سریتا: نام اولین پزشک ایرانی اطلاعات بیشتر

سوشا: سوشیانت ، نجات دهنده ، نام هریک از موعودهای دین زرتشتی که هر هزار سال یکی از آنها ظهور می کند اطلاعات بیشتر

ساردین: سمارسیس ، سردین ، نوعی ماهی شبیه به شاه ماهی اطلاعات بیشتر

سردین: سمارسیس ، ساردین ، نوعی ماهی شبیه به شاه ماهی اطلاعات بیشتر

سمارسیس: ساردین ،سردین ، نوعی ماهی شبیه به شاه ماهی اطلاعات بیشتر

سدرا: نام درختی در آسمان هفتم بهشت اطلاعات بیشتر

سانیار: حامی وپشتیبان ، نام یکی از قبایل کرد اطلاعات بیشتر

ساکو: در بین کردهای ایران این اسم مرسوم است اطلاعات بیشتر

سوشیا: سوشیانت،نجات دهنده ، هر یک از موعدان دین زرتشتی که در آخرالزمان ظهور می کنند اطلاعات بیشتر

سیروان: عربی ساربان، نام رودی در غرب ایران که از استانهای کردستان و کرمانشاه می گذرد اطلاعات بیشتر

سمیح: بخشنده ، بلندنظر ، کریم اطلاعات بیشتر

سوشیان: سوشیانت ، سوشیانس،نجات دهنده ، هر یک از موعدان دین زرتشتی که در آخرالزمان ظهور می کنند اطلاعات بیشتر

سیحون: از رودهای معروف در شمال ایران قدیم که به دریاچه آرال می ریزد ، این رود اکنون در قرقیزستان و قزاقستان جاریست. اطلاعات بیشتر

سوران: منطقه ای وسیع در کردستان ، یکی از چهار گویش اصلی زبان کردی ، جمع سور به معنی شادی اطلاعات بیشتر

ساما: سام ، سیاه ، منسوب به سام اطلاعات بیشتر

سدیف: به فتح سین ، نام چندتن از صحابه حضرت رسول اطلاعات بیشتر

No comments: