وادی: سرزمین، رود، نهر اطلاعات بیشتر
وارتوش: گل سرخ ظریف اطلاعات بیشتر
واله: عاشق بی قرار، شیفته و مفتون اطلاعات بیشتر
والیه: مؤنث والی اطلاعات بیشتر
وانوش: دریاچه وان، از سمبلهای تاریخ ارامنه اطلاعات بیشتر
وانیا: هدیه با شکوه خداوند اطلاعات بیشتر
وانیار: با سواد ،فارغ التحصیل(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
وجیهه: زیبا، خوشگل،دارای قدر و منزلت نزد مردم اطلاعات بیشتر
وچان: زمان استراحت کوتاة(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
وحیده: مؤنث وحید، یگانه، یکتا، بی نظیر اطلاعات بیشتر
ورتا: گل، هم ریشه با اطلاعات بیشتر
ورتاج: گلی سرخ رنگ که همیشه روی به آفتاب دارد اطلاعات بیشتر
ورجا: بلندمرتبه، ارجمند اطلاعات بیشتر
وردآفرید: آفریده گل اطلاعات بیشتر
وردآور: مرکب از ورد( گل) + آور( آورنده) اطلاعات بیشتر
وردی: کوچک، ریزنقش (نگارش کردی اطلاعات بیشتر
ورشان: قمری، پرنده ای که به فارسی آن را مرغ الاهی می گویند، کبوتر صحرایی اطلاعات بیشتر
ورقا: کبوتر،نام درختی کوچک و معروف اطلاعات بیشتر
ورهرام: بهرام، نام ستاره مریخ ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه کیانی بود اطلاعات بیشتر
وریشه: درخشش، برق (نگارش کردی اطلاعات بیشتر
وسمه: ماده رنگی ای که از نوعی گیاه به دست می اید اطلاعات بیشتر
وسیم: دارای نشان زیبایی، زیبا اطلاعات بیشتر
وسیمه: مؤنث وسیم، دارای نشان زیبایی، زیبا اطلاعات بیشتر
وش: خواستن(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
وشان: ، افشان، کاشتن ، تکان شدید(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
وشن: خوب است(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
وصال: رسیدن به چیزی یا کسی و به دست آوردن آن یا او، لقب شاعر بزرگ قرن دوازدهم، میرزامحمد شفیع شیرازی اطلاعات بیشتر
وفا: پایدار بودن در قول و قرار، تعهد و دوستی اطلاعات بیشتر
ولان: مکانیکةگل زرد بسیار داشتة باشد(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
ولگا: بلندترین رود اروپا اطلاعات بیشتر
وناز: با وقار(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
وندا: زن و دختر باسواد(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
ونوس: الهه زیبایی یونان - ستاره زهره اطلاعات بیشتر
ونوش: گل بنفشه(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
ونوشه: در گویش مازندران گل بنفشه اطلاعات بیشتر
وه آفرید: آفریده خوب اطلاعات بیشتر
وه آفرین: آفریننده خوب یا خوبی اطلاعات بیشتر
وه نوش: بهنوش، مرکب از به (بهتر یا خوب) + نوش(عسل) اطلاعات بیشتر
وهار: فصل بهار(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
وهان: جمع خوبان ،بهان اطلاعات بیشتر
وهرو: خوبروی اطلاعات بیشتر
ویان: دلربا ، محبت، علاقة، عشق(نگارش کردی اطلاعات بیشتر
ویدا: پیدا و هویدا و ظاهر اطلاعات بیشتر
ویرو: نام پهلوان و سپهداری در منظومه ویس و رامین اطلاعات بیشتر
ویستا: دانش و فرهنگ اطلاعات بیشتر
ویشکا: نام روستایی در نزدیکی رشت اطلاعات بیشتر
ویکتور: پیروز شدن، ظفریافتن اطلاعات بیشتر
ویوات: گل بنفشه اطلاعات بیشتر
ویولا: نام نوعی ساز زهی از خانواده ویولن اطلاعات بیشتر
ویونا: نام روستایی در نزدیکی کاشان اطلاعات بیشتر
ویانا: فرزانگی بخردی دانایی اطلاعات بیشتر
وینا: رنگارنگ ، همجنین روشن و آشکار اطلاعات بیشتر
ویوگ: عروس اطلاعات بیشتر
وحدانه: یکی یکدانه اطلاعات بیشتر
ودا: به کسر واو، نام مجموعه کتابهای چهارگانه هندوان که به زبان سانسکریت نوشته شده است.این چهار کتاب عبارت اند از ریگ ، یاجور، ساما، آتاروان. این کتاب در زمان اورنگ گورکانی به فارسی ترجمه شده است. اطلاعات بیشتر
No comments:
Post a Comment