Monday, April 21, 2014

نام نی نی پسر با حرف م

ماتیکان: نام پسربزرگ جغتای از فرماندهان مغول اطلاعات بیشتر

ماجد: دارای مجد و بزرگی، بزرگوار،از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

ماحوز: نوعی شاهسپرم اطلاعات بیشتر

ماخ: از شخصیتهای شاهنامه، نام سخندانی پیر و مرزبان هری و از راویان شاهنامه اطلاعات بیشتر

مادیس: نام پادشاه سکائیان اطلاعات بیشتر

ماراسپند: کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم اطلاعات بیشتر

ماراسفند: ماراسپند اطلاعات بیشتر

مارتیک: اطلاعات بیشتر

مارتین: رهبر اطلاعات بیشتر

ماروسپند: از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی اطلاعات بیشتر

مازیار: پسر قارون ، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد اطلاعات بیشتر

ماسیس: نام کوه آرارات اطلاعات بیشتر

ماشاءالله: آنچه خدا بخواهد،مرحبا، آفرین اطلاعات بیشتر

ماکان: نام پسر کاکی از حکام مزندران در قرن چهارم اطلاعات بیشتر

مالک: ارباب، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، نام فرشته ای که نگهبان دوزخ است، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

مانا: ماندنی، پایدار اطلاعات بیشتر

ماناسه: صورتی از منسی نام برادر بزرگ یوسف(ع) اطلاعات بیشتر

مانای: سرکرده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد اطلاعات بیشتر

مانلی: در گویش مازندران بمان برایم، نامی دخترانه شمال ایران ، نام پسری در شعری از نیما یوشیج اطلاعات بیشتر

مانوش: نام کوهی، نام چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

مانی: نام بنیانگذار آیین مانوی اطلاعات بیشتر

مانیا: معرب از یونانی، دیوانگی، جنون اطلاعات بیشتر

ماونداد: نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان اطلاعات بیشتر

ماه آذر: مرکب از ماه + آذر( آتش)، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سه برادر انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ماه برزین: دارای شکوهی چون ماه اطلاعات بیشتر

ماه بنداد: نام یکی از بزرگان زمان انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ماه فرزین: نام پدر به آفرید اطلاعات بیشتر

ماه گشسپ: نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ماه مهر: مرکب از ماه + مهر( محبت یا خورشید)، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ماهان: روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان، نام پدر سهل از بزرگان مرو بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه اطلاعات بیشتر

ماهانداد: داده ماه، بخشیده ماه، نام یکی از دادوران نامدار در زمان ساسانیان اطلاعات بیشتر

ماهد: گستراننده و پهن کننده اطلاعات بیشتر

ماهداد: داده ماه، نام شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید اطلاعات بیشتر

ماهو: نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ماهو: از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ماهونداد: نام پدر دستور آذرباد از موبدان اطلاعات بیشتر

ماهیار: دوست و یاور ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زرگری در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مأمون: ایمن، در امان، معتمد، امین، نام پسر هارون الرشید از خلفای بنی عباس اطلاعات بیشتر

مبارزالدین: جنگنده و مبارز در راه دین، نام بنیانگذار سلسله آل مظفر اطلاعات بیشتر

مبارک: خوش یمن، خجسته، فرخنده اطلاعات بیشتر

متی: نام پدر یونس(ع) اطلاعات بیشتر

متین: دارای پختگی، خردمندی و وقار، استوار، محکم، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

مجتبی: برگزیده شده، انتخاب شده،لقب امام حسن(ع) اطلاعات بیشتر

مجد: بزرگی، شرف، برتری اطلاعات بیشتر

مجدالدین: باعث بزرگی و عظمت دین اطلاعات بیشتر

مجدود: نیکبخت، نام شاعر معروف قرن ششم، سنائی غزنوی اطلاعات بیشتر

مجید: دارای قدر و مرتب عالی، گرامی، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

مجیر: پناه دهنده، فریادرس،از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

مجیرالدین: پنادهنده در دین اطلاعات بیشتر

محب الدین: دوستدار دین اطلاعات بیشتر

محتشم: دارای حشمت و شکوه، با حشمت اطلاعات بیشتر

محدث: گوینده سخن، آن که احادیث پیشوایان دینی را بیان می کند اطلاعات بیشتر

محراب: بخشی از یک از عبادتگاه که پیش روی نمازگزاران و عبادت کنندگان است و پیش نماز یا کشیش در آنجا می ایستند اطلاعات بیشتر

محرم: حرام شده، ماه اول از سال قمری اطلاعات بیشتر

محسن: نیکوکار، احسان کننده،از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

محمد: ستوده شده، بسیار تحسین شده، نام پیامبر(ص)، نام سوره ای در قرآن کریم، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند محمدامین، محمد علی، محمدحسین و علی ‏محمد اطلاعات بیشتر

محمدیار: محمد(عربی) + یار(فارسی) یار و یاور محمد اطلاعات بیشتر

محمود: آن که یا آنچه ستایش شده است، مورد پسند، نیک، خوش، از نامهای پیامبر(ص)،نام یکی از پادشاهان غزنوی اطلاعات بیشتر

محی الدین: زنده کننده دین اطلاعات بیشتر

محیط: آنچه شخص یا چیزی را احاطه کرده و منشأ تغییر و تحول است، دربرگیرنده و احاطه کننده، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

محیی: زنده کننده، احیاکننده، از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

مختار: آن که در انجام دادن یا انجام ندادن کاری آزاد است، صاحب اختیار، برگزیده، منتخب اطلاعات بیشتر

مدیوماه: نام پسر عموی زرتشت اطلاعات بیشتر

مراد: خواست، آرزو، منظور، مقصود اطلاعات بیشتر

مرتضی: پسندیده شده، مورد رضایت و پسند قرار گرفته اطلاعات بیشتر

مرداس: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران ونیزه گزار و پدر ضحاک اطلاعات بیشتر

مردافکن: آن که مردان را به زمین می زند و شکست می دهد، قوی و زورمند، نام یکی از بزرگان ایران اطلاعات بیشتر

مردان شه: شاه مردان، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مرداویج: مرد آویز نام سرسلسله امرای زیاری در قرن چهارم و پنجم اطلاعات بیشتر

مردو: از شخصیتهای شاهنامه، نام باغبان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مرشد: راهنمایی کننده، ارشادکننده اطلاعات بیشتر

مرصاد: کمین گاه، گذرگاه اطلاعات بیشتر

مروان: نام مؤسس آل مروان و وزیر و مشاور عثمان اطلاعات بیشتر

مزدا: در ادیان ایرانی، خداوند اطلاعات بیشتر

مزدک: از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی اطلاعات بیشتر

مسباد: از نامهای دوران هخامنشی اطلاعات بیشتر

مسرور: شاد، خوشحال اطلاعات بیشتر

مسعود: نیکبخت، سعادتمند، مبارک، خجسته،نام پسر سلطان محمد غزنوی، نام شاعر معروف قرن پنجم، مسعود سعد سلمان اطلاعات بیشتر

مسلم: پیرو دین اسلام، مسلمانان، نام پسر عقیل و برادرزاده علی (ع)، فرستاده امام حسین به سوی کوفیان اطلاعات بیشتر

مسیب: بر حال خود گذاشته شده، آزاد شده ، نام یکی از سه برادری که در بخارا پول رایج قرون اولیه هجری را سکه زدند اطلاعات بیشتر

مسیح: منجی، نجات دهنده، لقب عیسی(ع) اطلاعات بیشتر

مسیحا: منجی بلند مرتبه - منجی مبارک -مسیح(عربی) + ا ( فارسی )-الف اضافه شده به آخر مسیح الف تعظیم است٠ اطلاعات بیشتر

مشتاق: دارای شوق، بسیار مایل، آرزومند، نام شاعر قرن دوازدهم، مشتاق اصفهانی اطلاعات بیشتر

مشرف: اشراف دارنده، ناظر، در تصوف آن که خداوند او را بر ضمایر خلق آگاه می کند اطلاعات بیشتر

مشرف الدین: دارای اشراف در دین،نام شاعر بزرگ قرن هفتم، مشرف الدین سعدی شیرازی اطلاعات بیشتر

مشکان: مشک(سنسکریت) + ان(فارسی) مشک( ماده ای معطر) + ان( نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی اطلاعات بیشتر

مشی: نام نخستین مرد در فرهنگ ایران باستان برابر با آدم در اسطوره های سامی اطلاعات بیشتر

مشیت: اراده، خواست، سرنوشت اطلاعات بیشتر

مشید: استوار، بلند اطلاعات بیشتر

مشیر: آن که در کارها با او مشورت می کنند اطلاعات بیشتر

مشیرالدین: آن که در دین راهنمای دیگران است اطلاعات بیشتر

مصطفی: برگزیده، لقب پیامبر(ص) اطلاعات بیشتر

مصفا: زیبا و با صفا، پاکیزه، پاک اطلاعات بیشتر

مصلح: آن که اصلاح می کند، اصلاح کننده اطلاعات بیشتر

مصلح الدین: اصلاح کننده دین، لقب شاعر نامدار قرن هفتم، سعدی شیرازی اطلاعات بیشتر

مصیب: آن که حقیقت امری را دریافته باشد، درستکار اطلاعات بیشتر

مطهر: پاک و مقدس،منزه اطلاعات بیشتر

مطیب: معطرکننده، خوشبوکننده اطلاعات بیشتر

مطیع الله: مطیع و فرمانبردار خداوند اطلاعات بیشتر

مظاهر: جلوه ها، نشانه ها اطلاعات بیشتر

مظفر: پیروز، غالب، موفق اطلاعات بیشتر

مظفرالدین: پیروز و موفق در دین، نام پسر ناصرالدین شاه قاجار اطلاعات بیشتر

مظفرعلی: مرکب از مظفر( پیروز) + علی( بلندمرتبه)، نام نقاش معروف ایرانی در دوره صفویه اطلاعات بیشتر

مظهر: نماد، نشانه،محل تجلی، تجلی گاه اطلاعات بیشتر

معاد: جای بازگشت، بازگشتن اطلاعات بیشتر

معتصم: آنچه به آن چنگ زنند، مستمسک اطلاعات بیشتر

معتضد: یاری گیرنده، نام یکی از خلفای عباسی اطلاعات بیشتر

معتمد: اعتماد کننده،نام یکی از خلفای عباسی که همزمان با لیث صفاری بوده است اطلاعات بیشتر

معراج: بالارفتن، عروج اطلاعات بیشتر

معزالدین: گرامی دارنده دین، نام یکی از امیران سلسله آل کرت اطلاعات بیشتر

معصوم: بی گناه و پاک اطلاعات بیشتر

معطی: بخشنده، عطاکننده،از نامهای خداوند اطلاعات بیشتر

معمر: طویل العمر و مسن اطلاعات بیشتر

معین: یاریگر، کمک کننده، یاور اطلاعات بیشتر

معین الدین: یاریگر و کمک کننده در دین اطلاعات بیشتر

مقبل: خوشبخت، خوش اقبال اطلاعات بیشتر

مقداد: نام یکی از اصحاب پیامبر(ص) و از اولین شیعیان علی(ع) اطلاعات بیشتر

مقصود: آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور،مطلوب و مورد نظر اطلاعات بیشتر

مقیما: از شاعران قرن یازدهم اطلاعات بیشتر

مکابیز: مگابیز، نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

مگابیز: نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

ملکا: پادشاه،نام مردی مجتهد در مسیحیت اطلاعات بیشتر

ملکان: نام پدر خضر(ع) اطلاعات بیشتر

منجیک: نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی اطلاعات بیشتر

مندا: علم دانش ادارک شناخت - مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است. اطلاعات بیشتر

مندی: از نامهای امروزی زرتشتیان اطلاعات بیشتر

منذر: آگاه سازنده و پنددهنده، ترساننده، از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای یمن در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

منشور: از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان تورانی در سپاه افراسیاب تورانی اطلاعات بیشتر

منصور: یاری داده شده، پیروزشده، پیروز اطلاعات بیشتر

منوچهر: در اوستا آن که از نژاد منوش است اطلاعات بیشتر

منوش: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست اطلاعات بیشتر

منوشان: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود اطلاعات بیشتر

منوشچهر: منوچهر اطلاعات بیشتر

موتا: نام یکی از سرداران دیلمی اطلاعات بیشتر

موسی: از آب کشیده شده، نام امام هفتم شیعیان، نام پسر عمران پیامبر بنی اسرائیل که در زمان فرعون به دنیا آمد اطلاعات بیشتر

موشا: موسی اطلاعات بیشتر

مهابت: بزرگی، هیبت اطلاعات بیشتر

مهان: بزرگان اطلاعات بیشتر

مهباد: مرکب از مه( بزرگ) + یاد( بد، پسوند اتصاف)، نام یکی از سرداران هخامنشی اطلاعات بیشتر

مهبد: مهبود- سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است - از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد اطلاعات بیشتر

مهبود: مهبد- سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است - از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد اطلاعات بیشتر

مهداد: داده ماه اطلاعات بیشتر

مهدی: هدایت شده، نام امام دوازدهم شیعیان اطلاعات بیشتر

مهذب الدین: پاک و پیراسته در دین اطلاعات بیشتر

مهرآزاد: مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + آزاد(رها) اطلاعات بیشتر

مهراب: دوستدار آب،از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه کابل از نوادگان ضحاک در زمان حکومت سام نریمان و پدر رودابه مادر رستم پهلوان شاهنامه اطلاعات بیشتر

مهراج: نام رایج پادشاهان هندوستان اطلاعات بیشتر

مهراد: بخشنده بزرگ اطلاعات بیشتر

مهراز: راز بزرگ اطلاعات بیشتر

مهراس: از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهراسپند: ماراسپند، کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم اطلاعات بیشتر

مهرام: ماه آرام اطلاعات بیشتر

مهران: مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + ان( پسوند نسبت)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر اورند سردار ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهران ستاد: از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهربد: مرکب از مهر( خورشید) + بد( پسوند اتصاف) اطلاعات بیشتر

مهربرزین: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهربنداد: از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهرپویا: آن که در راه مهر و محبت قدم برمیدارد اطلاعات بیشتر

مهرتاش: مهر(فارسی) + تاش(ترکی) همتای مهر اطلاعات بیشتر

مهرداد: داده خورشید اطلاعات بیشتر

مهرداد: نام یکی از پادشاهان سلسله اشکانی(نگارش کردی اطلاعات بیشتر

مهردار: دارنده مهر و محبت اطلاعات بیشتر

مهرزاد: زاده خورشید اطلاعات بیشتر

مهرشاد: شادمهر، مرکب از شاد(خوشحال) + مهر( محبت یا خورشید) ،نام شهر یا مکانی در نیشابور ،خورشید هدایت کننده اطلاعات بیشتر

مهرک: از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای جهرم در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهرماه: مرکب از مهر( محبت و دوستی) + ماه، نام پسر ساسان اطلاعات بیشتر

مهرنرسه: نام پسر ورزاک از خاندان ساسانیان اطلاعات بیشتر

مهریار: دوست و یار خورشید اطلاعات بیشتر

مهزاد: زاده ماه، زیبا اطلاعات بیشتر

مهست: بزرگترین و مهمترین، نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

مهنام: دارای نام زیبا اطلاعات بیشتر

مهیار: ماهیار اطلاعات بیشتر

میترایار: مهریار،نام شخصی در کتیبه پهلوی اطلاعات بیشتر

میثاق: عهد و پیمان اطلاعات بیشتر

میثم: نام پسر یحیی از یاران علی(ع) اطلاعات بیشتر

میخائیل: معرب از عبری، میکائیل اطلاعات بیشتر

میران: میر(از عربی) + ان(فارسی)، امیران، نام روستایی در استان آذربایجان شرقی اطلاعات بیشتر

میرزا: میر(ازعربی) + زا(فارسی) شاهزاده و امیرزاده اطلاعات بیشتر

میرو: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

میرین: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم اطلاعات بیشتر

میشا: همیشه بهار، همیشه جوان، گیاهی که همیشه سبز است اطلاعات بیشتر

میشان: نام روستایی در استان کهگیلویه اطلاعات بیشتر

میشه: مشی اطلاعات بیشتر

میعاد: محل قرارگاه، وعده گاه اطلاعات بیشتر

میکائیل: معرب از عبری به معنای کیست که شبیه خدا باشد؟ - یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان را می رساند اطلاعات بیشتر

میلاد: صورت دیگری از مهرداد، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلیران ایرانی زمان کیکاووس پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

مینوس: در اساطیر یونانی نام پادشاه کرت پسر زئوس اطلاعات بیشتر

میهن یار: دوست و یار وطن اطلاعات بیشتر

مبین: آشکار - پیدا اطلاعات بیشتر

ماندا: علم دانش ادارک شناخت - مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است. اطلاعات بیشتر

محمد صالح: بنده ستوده شده و نیکوکار خدا اطلاعات بیشتر

محمد هادی: بنده ستوده شده خدا و هدایت کننده مردم اطلاعات بیشتر

محمد جواد: بنده ستوده شده خدا و بخشاینده اطلاعات بیشتر

میحاد: تک تک - جداگانه اطلاعات بیشتر

میکاییل: معرب از عبری به معنای کیست که شبیه خدا باشد؟ - یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان را می رساند اطلاعات بیشتر

مرسل: ارسال شده،فرستاده شده اطلاعات بیشتر

مقتدر: قدرتمند - مرد توانا اطلاعات بیشتر

ماردین: نام منطقه ای کرد نشین در ترکیه اطلاعات بیشتر

محمد مهدی: مرکب از محمدبه معنای بسیار ستوده شده و مهدی به معنای هدایت شده - نامی متبرک به نام حضرت رسول و لقب فرزند صالح ایشان حضرت صاحب الزمان اطلاعات بیشتر

مقصد: هدف نهایی - غایت اطلاعات بیشتر

مهکیا: پادشاه ماه ، ملکه ماه ، دختر یا پسر زیبا روی - مرکب از ماه + کیا اطلاعات بیشتر

میکسا: کودکی که نشان از بزرگان دارد-در مراجع لاتین این واژه به معنای ماکسیمیوس کوچک آمده است که خود ماکسمیوس یه معنای بزرگترین است اطلاعات بیشتر

محمد پارسا: مرکب از محمد به معنای بسیار ستایش شده + پارسا به معنای زاهد و با تقوی است اطلاعات بیشتر

مهدیار: یارحضرت مهدی اطلاعات بیشتر

مهرنیا: از نسل خورشید ، زیبا و درخشان اطلاعات بیشتر

مهام: کارهای دشوار و بزرگ ، با اهمیتها اطلاعات بیشتر

محمد کیا: کسی که در عظمت و بزرگی مانند محمد است اطلاعات بیشتر

مشکات: مکان نورانی - چراغدان - طاقی بلند که چراغ را در آن گذارند اطلاعات بیشتر

میشواک: منطقه ای در کردستان اطلاعات بیشتر

محمدآئین: مسلمان ، کسی که پیرو آیین حضرت محمد است اطلاعات بیشتر

معید: تکرار کننده ، بازگرداننده ( به ضم میم) اطلاعات بیشتر

مهزیار: نام پدر علی بن مهزیار ،که توفیق ملاقات با امام زمان را به دست آورد.مقبره ایشان در شهر اهواز است اطلاعات بیشتر

محمدرضا: ترکیب اسم حضرت رسول اکرم وامام هشتم شیعیان ، محمد به معنای ستوده شده و رضا به معنای خوشنود اطلاعات بیشتر

میر فرهان: میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است. اطلاعات بیشتر

مهریاد: یادگار خورشید ، مرکب از مهر و یاد اطلاعات بیشتر

محمدرضا: مرکب از دو نام محمد و رضا، کسی که حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه وآله از او راضی است اطلاعات بیشتر

محمدحسین: ترکیب دو کلمه محمدبه معنای پسندیده و حسین به معنای نیکو اطلاعات بیشتر

محمدعباس: مرکب از دو اسم محمد و عباس اطلاعات بیشتر

محمدعلی: ترکیب اسامی محمد و علی اطلاعات بیشتر

مدریک: پسر تیز هوش ، انسان فهیم ، کسی که درک می کند اطلاعات بیشتر

مرسا: استوار ، ثابت ، پابرجا اطلاعات بیشتر

مهرسام: پسر خونگرم و مهربان ، مرکب از مهربه معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است. اطلاعات بیشتر

مهیاد: یاد و خاطره ماه، کسی که زیباییش یاد آور ماه است ، دارای چهره ای زیبا چون ماه اطلاعات بیشتر

مهند: تکه ای از ماه ، اندکی از ماه،به فتح میم و ه و سکون نون و دال ، نامی خراسانی اطلاعات بیشتر

مصباح: چراغ ، وسیله ای روشنایی بخش ، بیشتر به چراغهای قدیمی گفته می شود اطلاعات بیشتر

مشهود: آشکار ، نمایان ، دیده شده ، به چشم آمده اطلاعات بیشتر

میلان: خواهش ، میل ، آرزو ، صفت مشبه از میل اطلاعات بیشتر

میلان: نام دو روستا در شهرهای لردگان و تبریز اطلاعات بیشتر

مهدیسه: منسوب به مهدیس ، مانند ماه ، دختر زیبا ، بانویی با چهره ای درخشنده چون ماه اطلاعات بیشتر

ماتیار: مادیار، کمک کننده به مادر ، یار مادر ، مرکب از ماد مخفف مادر بعلاوه یار اطلاعات بیشتر

No comments: