Monday, April 21, 2014

نام نی نی دختر با حرف ن

نائله: آن که به مقصود رسیده است، نام همسر عثمان خلیفه سوم اطلاعات بیشتر

نادره: مؤنث نادر، آنچه به ندرت یافت شود، کمیاب، بی همتا اطلاعات بیشتر

نادره گفتار: نادره(عربی) + گفتار(فارسی) آن که گفتارهای پسندیده بیان می کند اطلاعات بیشتر

نادی: ندا دهنده، ندا کننده اطلاعات بیشتر

نادیا: امید، آرزو اطلاعات بیشتر

نادین: امید و آرزو اطلاعات بیشتر

ناربن: درخت انار اطلاعات بیشتر

ناردانا: ناردانه اطلاعات بیشتر

ناردانه: دانه انار اطلاعات بیشتر

ناردخت: نار(عربی) + دخت(فارسی) دختر آتشین اطلاعات بیشتر

ناردیس: مانند انار، نار(عربی) + دیس(فارسی) مانند آتش اطلاعات بیشتر

نارسیس: لاتین از یونانی، نرگس، نام جوانی زیباروی در اساطیر یونان که وقتی صورت خود را در آب دید عاشق خود شد و در آب پرید و غرق گشت و تبدیل به گل نرگس گردید اطلاعات بیشتر

نارگل: گل انار اطلاعات بیشتر

نارگل: آن که چون گل لطیف و زیبا است اطلاعات بیشتر

نارنج: میوه ای آبدار و ترش از مرکبات اطلاعات بیشتر

نارو: پرنده ای خوش آواز مانند بلبل اطلاعات بیشتر

نارون: درختی خوش اندام و پُربَرگ و سایه دار اطلاعات بیشتر

نارین: منسوب به نار، تر و تازه اطلاعات بیشتر

نارینه: ظریف اطلاعات بیشتر

ناریه: آتشی، آتشین اطلاعات بیشتر

ناز: کرشمه، غمزه اطلاعات بیشتر

نازآفرید: آفریده ناز و زیبا اطلاعات بیشتر

نازآفرین: مرکب از ناز( زیبا) + آفرین( آفریننده)، نام همسر فتحعلی شاه قاجار اطلاعات بیشتر

نازان: فخرکننده، نازکننده اطلاعات بیشتر

نازانتا: عشوه گر، طناز اطلاعات بیشتر

نازبانو: بانوی زیبا و عشوه گر اطلاعات بیشتر

نازبو: ریحان اطلاعات بیشتر

نازپری: آنکه مانند پری زیباست، نام دختر پادشاه خوارزم و همسر بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نازجهان: موجب نازش و مباهات جهان اطلاعات بیشتر

نازخاتون: بانوی زیبا،نام دختر امیر کردستان در زمان پادشاهای الجایتو اطلاعات بیشتر

نازدار: آن که رفتاری خوشایند و جذاب دارد، ملوس اطلاعات بیشتر

نازدانه: فرزند محبوب پدر و مادر، دردانه اطلاعات بیشتر

نازدخت: دختر زیبا و ناز اطلاعات بیشتر

نازدلبر: معشوق زیبا و جذاب، نام دختری در منظومه ویس و رامین اطلاعات بیشتر

نازرخ: دارای روی زیبا و لطیف اطلاعات بیشتر

نازک: نازنین و زیبا اطلاعات بیشتر

نازک: محبوب، معشوق، لطیف، ظریف اطلاعات بیشتر

نازگوهر: دارای گوهر زیبا، گوهر و سنگ زیبا و قیمتی اطلاعات بیشتر

نازگیتی: موجب نازش و مباهات گیتی اطلاعات بیشتر

نازلی: ناز(فارسی) + لی(ترکی) دارای ناز و عشوه، نام یکی از شهرهای ترکیه اطلاعات بیشتر

نازمهر: مهرناز،زیبا چون خورشید اطلاعات بیشتر

نازنوش: زیبا و شیرین اطلاعات بیشتر

نازنین: بسیار دوست داشتنی، عزیز و گرامی، زیبا و ظریف اطلاعات بیشتر

نازنین: زیبا و شیرین اطلاعات بیشتر

نازنین چهر: دارای صورتی ظریف، زیبا و دوست داشتنی اطلاعات بیشتر

نازی: منسوب به ناز اطلاعات بیشتر

نازیاب: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نازیار: یار زیبا اطلاعات بیشتر

نازیک: نازی، منسوب به ناز اطلاعات بیشتر

نازیلا: دختر طناز و عشوه گر اطلاعات بیشتر

نازینه: منسوب به ناز اطلاعات بیشتر

ناژین: درخت نارون اطلاعات بیشتر

نافه: ماده ای با عطر نافذ و پایدار که زیر پوست شکم نوعی آهو به دست می آید اطلاعات بیشتر

ناکتا: ناک(در گویش مازندران نوعی گلابی شیرین) + تا، شیرین مثل گلابی اطلاعات بیشتر

نانا: پدر و مادر، نعناع اطلاعات بیشتر

نانسی: نام شهری در فرانسه اطلاعات بیشتر

نانیسا: نام روستایی در نزدیکی مراغه اطلاعات بیشتر

ناوه: نام روستایی در نزدیکی خرم آباد اطلاعات بیشتر

ناهید: زهره، آناهیتا،از شخصیتهای شاهنامه، نام دیگر کتایون همسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

نبات: ماده خوراکی سفت، بلورین، و شیرین اطلاعات بیشتر

نجلا: زنی که دارای چشمان درشت است اطلاعات بیشتر

نجم: ستاره ، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

نجمه: مؤنث نجم،ستاره اطلاعات بیشتر

نجوا: سخن آهسته اطلاعات بیشتر

نجیبه: مؤنث نجیب، شریف، اصیل،عفیف، پاکدامن اطلاعات بیشتر

ندا: صدای بلند، فریاد، بانگ اطلاعات بیشتر

ندیمه: مؤنث ندیم ،همنشین و هم صحبت، به ویژه با بزرگان اطلاعات بیشتر

نرجس: معرب از فارسی،نرگس، نام همسر امام حسن عسگری(ع) و مادر حضرت مهدی(ع) اطلاعات بیشتر

نرسا: در اساطیر زوروانیه نام یکی از خدایان اطلاعات بیشتر

نرگس: از یونانی ، گلی خوشبو و زینتی با گلبرگهای سفید و زرد اطلاعات بیشتر

نرمین: منسوب به نرم، لطیف، مهربان اطلاعات بیشتر

نزهت: پاکی، بی آلایشی، خوش آب و هوایی، خرمی، شادی، خوشی اطلاعات بیشتر

نسا: زنان، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

نساک: نام همسر سیامک پسر کیومرث پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

نستر: نام راهبی همزمان با انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نسترن: گلی شبیه رز به رنگهای صورتی، سفید و زرد اطلاعات بیشتر

نسرین: گلی به رنگ زرد یا سفید و خوشبو که یکی از گونه های نرگس است اطلاعات بیشتر

نسرین مهر: زیبا و درخشان چون گل نسرین و خورشید اطلاعات بیشتر

نسرین نوش: زیبا چون گل نسرین و شیرین چون عسل، نام دختر پادشاه سقلاب و همسر بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نسیم: بادملایم و خنک، باد بسیار آرام، بوی خوش اطلاعات بیشتر

نشمیل: زیبا اطلاعات بیشتر

نصرت: یاری، کمک، پیروزی، فتح اطلاعات بیشتر

نصیبه: سهم کسی از چیزی، بهره ، سرنوشت، تقدیر اطلاعات بیشتر

نظاره: نگریستن، نگاه کردن، تماشا اطلاعات بیشتر

نعنا: نعناع، گیاهی کاشتنی و خوشبو اطلاعات بیشتر

نعناع: نعنا، گیاهی کاشتنی و خوشبو اطلاعات بیشتر

نعیمه: مؤنث نعیم، نعمت، نرم و لطیف، اطلاعات بیشتر

نغمه: آهنگ یا ملودی،آوازه اطلاعات بیشتر

نفیسه: مؤنث نفیس اطلاعات بیشتر

نقره: فلزی گرانبها، نرم و سفید که در ساختن زیورآلات، آینه، و... به کار می رود اطلاعات بیشتر

نکهت: بوی خوش اطلاعات بیشتر

نکیسا: نام موسیقیدان مشهور در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نگار: نقش، تصویر، زیور، زینت، دختر یا زن زیباروی اطلاعات بیشتر

نگاربسته: نقشی که زنان با حنا بر دست و پای خود می بندند اطلاعات بیشتر

نگارشید: نقش و نگار درخشان اطلاعات بیشتر

نگاره: نقش، شکل، تصویر اطلاعات بیشتر

نگارین: زیبا، آراسته، مزین اطلاعات بیشتر

نگین: سنگ قیمتی و زینتی که بر روی انگشتر، گوشواره، و جز آنها کار می گذارند اطلاعات بیشتر

نگینا: موسیقی، آواز اطلاعات بیشتر

نگینه: نگین + های تشبیه،مانند نگین اطلاعات بیشتر

نوا: صدای آهنگین، نغمه،آواز، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی اطلاعات بیشتر

نواآفرین: آفریننده نغمه و آواز اطلاعات بیشتر

نوال: عطا، بخشش، بهره، نصیب اطلاعات بیشتر

نوباوه: کودک یا نوجوان، میوه ای که تازه رسیده باشد، میوه تازه و نورس اطلاعات بیشتر

نوبر: تر و تازه و جدید، شاداب اطلاعات بیشتر

نوبهار: آغاز فصل بهار، فصل بهار، نام آتشکده ای در بلخ اطلاعات بیشتر

نوبهار: معشوق یا زن زیبارو اطلاعات بیشتر

نور: روشنایی، فروغ، از نامهای خداوند، نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

نورآفرین: نور(عربی) + آفرین(فارسی) آفریننده نور و روشنایی اطلاعات بیشتر

نورا: نور(عربی) + ا(فارسی)، مؤنث انور درخشان، تابان اطلاعات بیشتر

نورافشان: نور(عربی) + افشان(فارسی) آنچه از خود نور و روشنایی منتشر می کند، نورپاش اطلاعات بیشتر

نوران: نور(عربی) + ان(فارسی) مرکب از نور( روشنایی) + ان(پسوند اتصاف) ، نام روستایی در نزدیکی اردبیل اطلاعات بیشتر

نورسته: تازه روییده، جوان، تازه بالغ شده اطلاعات بیشتر

نوری: نور(عربی) + ی(فارسی) منسوب به نور اطلاعات بیشتر

نورین: نور(عربی) + ین(فارسی) نورانی، نوری اطلاعات بیشتر

نوریه: منسوب به نور، درخشان اطلاعات بیشتر

نوژان: درخت صنوبر و کاج اطلاعات بیشتر

نوش آفرید: آفریده بی مرگ، آفریده جاوید اطلاعات بیشتر

نوش آفرین: جاویدان آفریده شده اطلاعات بیشتر

نوش آگین: به شهد و شکر آویخته، نوشین اطلاعات بیشتر

نوش لب: دارای لبی شیرین، شیرین لب اطلاعات بیشتر

نوشا: نیوشا، شنوا، شنونده اطلاعات بیشتر

نوشابه: آب گوارا، نام پادشاهی در سرزمین بردع اطلاعات بیشتر

نوشاد: نام شهری که زیبارویان آن معروف بوده اند اطلاعات بیشتر

نوشان: نوشنده اطلاعات بیشتر

نوشزاد: زاده جاوید، از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نوشناز: دارای ناز و غمزه شیرین اطلاعات بیشتر

نوشه: انوشه،جاوید، زنده، شاد، خوشحال، خرم، گوارا، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر بهرام بهرامیان و خواهر نرسی پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

نوشید: مرکب از نو( تازه) + شید( خورشید)، نام مادر مانی دین آور معروف ایرانی اطلاعات بیشتر

نوشین: شیرین، خوشایند، دلپذیر، گوارا، خوش گوار اطلاعات بیشتر

نوشین لب: نوش لب، دارای لبی شیرین، شیرین لب اطلاعات بیشتر

نوشینه: نوشین،شیرین، خوشایند، دلپذیر، گوارا، خوش گوار اطلاعات بیشتر

نوگل: گلی که تازه شکفته شده است، دختر جوان اطلاعات بیشتر

نونا: برج حوت، نام مادر ابراهیم(ع) اطلاعات بیشتر

نهال: درخت یا درختچه نورس که تازه نشانده شده است اطلاعات بیشتر

نهضت: حرکت، عزیمت اطلاعات بیشتر

نیاز: حاجت،احتیاج اطلاعات بیشتر

نیایش: دعا به درگاه خداوند، ستایش، عبادت، پرستش و احترام نسبت به کسی اطلاعات بیشتر

نیتا: اطلاعات بیشتر

نیر: روشن، منور اطلاعات بیشتر

نیروانا: آخرین مرحله سلوک در نزد اطلاعات بیشتر

نیره: مؤنث نیر،روشن و منور اطلاعات بیشتر

نیسا: نام همسر پادشاه کاپادوکیه اطلاعات بیشتر

نیک آفرید: آفریده خوب و نیکو اطلاعات بیشتر

نیک آفرین: آفریننده نیکی و خوبی اطلاعات بیشتر

نیک اختر: دارای ستاره و طالع خوب و خوش، خوشبخت، سعادتمند اطلاعات بیشتر

نیک تاج: آن که تاج نیکو و خوب دارد اطلاعات بیشتر

نیک تاش: نیک(فارسی) + تاش(ترکی) همتا و مانند نیکان اطلاعات بیشتر

نیک چهر: نیک چهره،خوبرو، نیکوروی، زیبا اطلاعات بیشتر

نیک چهره: نیکچهر،خوبرو، نیکوروی، زیبا اطلاعات بیشتر

نیک دخت: دختر خوب و نیکو اطلاعات بیشتر

نیک رخسار: آن که دارای چهره ای پاک و زیباست اطلاعات بیشتر

نیک مهر: آن که دارای محبتی کامل و شایسته است اطلاعات بیشتر

نیک یار: دوست مشفق اطلاعات بیشتر

نیکا: چه خوب است، خوشا، نام رودی در شمال ایران اطلاعات بیشتر

نیکتا: خوب، نیکو اطلاعات بیشتر

نیکناز: آن که دارای عشوه و غمزه ای خوب و نیکوست اطلاعات بیشتر

نیکو: خوب، زیبا اطلاعات بیشتر

نیکو لقا: نیکو(فارسی) + لقا(عربی) زیبا رو، زیبا چهر اطلاعات بیشتر

نیکی: خوب بودن، خوبی، نیکوکاری، احسان اطلاعات بیشتر

نیلا: نیل(سنسکریت) + ا(فارسی) به رنگ نیل، نیلی اطلاعات بیشتر

نیلرام: نام فرشته نگهبان برف و باران و تگرگ اطلاعات بیشتر

نیلگون: نیل(سنسکریت) + گون(فارسی) به رنگ نیل، کبود، لاجوردی اطلاعات بیشتر

نیلوفر: گلی به رنگ سفید، کبود، و زرد که مصرف دارویی دارد-همچنین نام یکی از جشنهای ایرانیان قدیم(جشن نیلوفر) که در روز هفتم یا هشتم هر ماه برگزار می شد و هرکس که در این روز از پادشاه حاجتی می خواست برآورده می‌شد اطلاعات بیشتر

نیمتاج: نیم(فارسی) + تاج(فارسی) تاج کوچک آراسته به جواهر اطلاعات بیشتر

نینا: زیبایی، خوش اندامی و ظرافت اطلاعات بیشتر

نیوان: نیواندخت،نام مادر انوشیروان، همسر قباد پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

نیواندخت: نیوان،نام مادر انوشیروان، همسر قباد پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

نیوشا: شنوا، شنونده اطلاعات بیشتر

نیووند: نام گیاهی است اطلاعات بیشتر

نفس: عمل دو بازدم را گویند - مایه زندگی - کسی که وجودش مانند نفس کشیدن برای زندگی لازم است اطلاعات بیشتر

نیرمان: نریما ن - اصل این کلمه در اوستا نئیره منه به معنای مرد دلیر است و صفت گرشاسپ جهان پهلوان می باشد-همچنین نام یکی از توابع همدان است اطلاعات بیشتر

نگارا: بانوی زیبا - دختر خوش صورت - کنایه از محبوب است اطلاعات بیشتر

نیلاب: مجازا آبی ملایم و آرامش بخش-نام قدیم شهر جندی شاپور-همچنین مایعی آبی رنگ که در رنگرزی کاربرد دارد اطلاعات بیشتر

ناریکا: دختر مهربان اطلاعات بیشتر

نازگل: دختری که مانند گل زیبا و لطیف و ناز است اطلاعات بیشتر

نفیسا: بسیار ارزشمند ، گران مایه اطلاعات بیشتر

ناراین: از خدایان هندوهاست و به دفع فساد می‌کوشد اطلاعات بیشتر

ناریا: قاصدک اطلاعات بیشتر

نیشا: نشانه اطلاعات بیشتر

نسیبه: دختر با اصل و نسب ، بانوی اصیل ،بانویی که در صدر اسلام در جنگ احد شرکت داشت و به آسیب دیدگان کمک می کرد اطلاعات بیشتر

نیان: رفیق -شریک زندگی اطلاعات بیشتر

نیاسا: کسی که مانند نیاکان خود است، مرکب از نیا(جد پدری یا مادری) + سا (پسوند تشابه) اطلاعات بیشتر

نرجس خاتون: مرکب از نرجس و خاتون ، لقب مادر حضرت مهدی عج الله فرجه الشریف اطلاعات بیشتر

نارملا: شکوفه گل انار،به کسر میم اطلاعات بیشتر

نایریکا: از اسامی قدیمی ایرانی اطلاعات بیشتر

نیلیا: به زنگ نیلی ، منسوب به نیلی ، مرکب از نیلی و الف نسبت اطلاعات بیشتر

نارمیلا: غنچه ، شکوفه ، خصوصا شکوفه گل انار اطلاعات بیشتر

نارینا: مرکب از نارین بعلاوه پسوند تأنیث ، بانوی تر و تازه ، دختر ظریف ، همچنین دختر بر افروخته و آتشین اطلاعات بیشتر

نوازش: از روی مهربانی دست بر سر کسی کشیدن ، چیزی را به آرامی و پیاپی لمس کردن ، مهربانی و لطف ، تسلی دادن و دلجویی کردن اطلاعات بیشتر

نیالا: نام روستایی اطراف ساری اطلاعات بیشتر

نادیه: ندادهنده ، صدا کننده ، مؤنث نادی اطلاعات بیشتر

No comments: