Monday, April 21, 2014

نام نی نی دختر با حرف م

ماءالسماء: باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب اطلاعات بیشتر

مائده: خوردنی، طعام،نام سوره ای در قرآن کریم اطلاعات بیشتر

ماجده: مؤنث ماجد، دارای مجد و بزرگی، بزرگوار اطلاعات بیشتر

مادیا: نام همسر آخرین پادشاه ماد اطلاعات بیشتر

مارال: آهو،زیبا اطلاعات بیشتر

مارگاریتا: نام جزیره ای در شمال کشور ونزوئلا اطلاعات بیشتر

مارگریت: گلی زیبا به رنگ سفید اطلاعات بیشتر

مارلین: برج، پناهگاه اطلاعات بیشتر

ماری: فرانسه از عبری، مریم اطلاعات بیشتر

ماریا: ایتالیایی از عبری، مریم، نام یکی از شاهزادگان اشکانی اطلاعات بیشتر

ماریان: انگلیسی از عبری، مریم اطلاعات بیشتر

مارینا: جویبار، آب اطلاعات بیشتر

ماریه: زن سپید و درخشان، نام یکی از همسران پیامبر(ص) اطلاعات بیشتر

ماگنولیا: گلی درشت و خوشبو به شکل تخم مرغ اطلاعات بیشتر

مالکه: مؤنث مالک، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر طایر غسانی اطلاعات بیشتر

مامک: مادر،خطاب محبت آمیز به فرزند دختر اطلاعات بیشتر

مامو: نام زنی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مامیثا: گیاهی با برگهای پوشیده از کرک، و دارای گلهای نارنجی رنگ و میوه ای دراز اطلاعات بیشتر

مانا: ماندنی، پایدار اطلاعات بیشتر

ماندان: ماندانا، عنبر سیاه، نام دختر آستیاگس آخرین پادشاه ماد و همسر کمبوجیه و مادر کوروش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

ماندانا: عنبر سیاه، نام دختر آستیاگس آخرین پادشاه ماد و همسر کمبوجیه و مادر کوروش پادشاه هخامنشی اطلاعات بیشتر

مانک: مانگ، ماه اطلاعات بیشتر

مانگ: مانک، ماه اطلاعات بیشتر

مانلی: در گویش مازندران بمان برایم، نامی دخترانه شمال ایران ، نام پسری در شعری از نیما یوشیج اطلاعات بیشتر

مانوشاک: بنفشه، نام خواهر منوچهر پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

مانه: نام روستایی در نزدیکی بجنورد اطلاعات بیشتر

مانیا: معرب از یونانی، دیوانگی، جنون اطلاعات بیشتر

مانیوک: نام گیاهی با ریشه های ضخیم و دارای نشاسته بسیار اطلاعات بیشتر

ماورد: ماءالورد، گلاب اطلاعات بیشتر

ماه آذر: مرکب از ماه + آذر( آتش)، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سه برادر انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

ماه آفرید: آفریده ماه، آفریده شده چون ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زنی زیباروی، همسر ایرج پسر فریدون پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر

ماه آفرین: آفریننده ماه، نام یکی از پهلوانان هم زمان با بابک خرم دین، نام همسر فتحعلی شاه قاجار اطلاعات بیشتر

ماه بانو: زنی که چون ماه می درخشد اطلاعات بیشتر

ماه به: بهتر از ماه اطلاعات بیشتر

ماه بی بی: ماه(فارسی) + بی بی(ترکی) بانویی که چون ماه زیبا و نورانی است اطلاعات بیشتر

ماه پرن: زیبا و لطیف چون ماه و پرند اطلاعات بیشتر

ماه پری: زیبا چون ماه و پری اطلاعات بیشتر

ماه پیکر: آن که پیکرش چون ماه زیبا و دل انگیز است اطلاعات بیشتر

ماه تابان: ماه درخشان و نورانی اطلاعات بیشتر

ماه جبین: ماه(فارسی) + جبین(عربی)،مه جبین اطلاعات بیشتر

ماه جهان: ماه دنیا، زیبای جهان اطلاعات بیشتر

ماه چهره: ماهچهر، آن که چهره اش چون ماه تابان و درخشان است، زیبارو اطلاعات بیشتر

ماه خاتون: بانویی که چون ماه زیباست اطلاعات بیشتر

ماه خانم: ماه(فارسی) + خانم(ترکی) بانویی که چون ماه زیباست اطلاعات بیشتر

ماه خدای: نام فرشته ای اطلاعات بیشتر

ماه رخسار: ماهچهر اطلاعات بیشتر

ماه روی: ماهچهر اطلاعات بیشتر

ماه زیور: زیور و زینت ماه اطلاعات بیشتر

ماه سیما: ماه(فارسی) + سیما(عربی) آن که سیما و چهره او چون ماه زیباست اطلاعات بیشتر

ماه شاد: مرکب ازماه + شاد( خوشحال) اطلاعات بیشتر

ماه شید: روشنی و درخشش ماه اطلاعات بیشتر

ماه صنم: ماه(فارسی) + صنم(عربی) دلبر و معشوقی که چون ماه و چون طلا باارزش است اطلاعات بیشتر

ماه طلعت: ماه(فارسی) + طلعت(عربی)، ماه سیما اطلاعات بیشتر

ماه لقا: ماه(فارسی) + لقا(عربی)، مه لقا مه لقا اطلاعات بیشتر

ماه منظر: ماه(فارسی) + منظر(عربی) ماهرو، ماهچهر اطلاعات بیشتر

ماه منیر: ماه(فارسی) + منیر(عربی) ماه نورانی، ماه درخشان اطلاعات بیشتر

ماه نسا: ماه(فارسی) + نسا(عربی) ان که در بین زنان چون ماه می درخشد اطلاعات بیشتر

ماهانه: دختر ارمنشاه شاه ماچین در داستان سمک عیار اطلاعات بیشتر

ماهایا: اطلاعات بیشتر

ماهبد: مرکب از ماه + بد( پسوند اتصاف) اطلاعات بیشتر

ماهپاره: دارای زیبایی ای چون زیبا یی ماه اطلاعات بیشتر

ماهتا: مهتا،مانند ماه اطلاعات بیشتر

ماهتاب: مهتاب اطلاعات بیشتر

ماهتاج: آن که تاج او چون ماه می درخشد اطلاعات بیشتر

ماهتیسا: در گویش مازندران ماه تنها اطلاعات بیشتر

ماهچهر: ماه چهره، آن که چهره اش چون ماه تابان و درخشان است، زیبارو اطلاعات بیشتر

ماهدخت: دختر زیبا چون ماه اطلاعات بیشتر

ماهدیس: آن که مانند ماه زیباست اطلاعات بیشتر

ماهرخ: ماهچهر اطلاعات بیشتر

ماهزاد: زاده ماه، زیبا اطلاعات بیشتر

ماهک: ماه کوچک، نام یکی از پادشاهان سکائی اطلاعات بیشتر

ماهگل: ان که چون ماه و گل زیباستف زیبا روی اطلاعات بیشتر

ماهناک: روشنی ماه و مهتاب اطلاعات بیشتر

ماهنوش: آن که چون ماه زیبا و چون عسل شیرین است اطلاعات بیشتر

ماهنی: ترانه اطلاعات بیشتر

ماهور: نام یکی از دستگاههای موسیقی ایرانی اطلاعات بیشتر

ماهوش: مانند ماه اطلاعات بیشتر

ماهویه: ماهوی اطلاعات بیشتر

ماهی: جانوری مهره دار، آبزی معروف اطلاعات بیشتر

ماهین: منسوب به ماه، مانند درخشان و نورانی اطلاعات بیشتر

مایا: در اساطیر یونان مادر هرمس، در اساطیر روم الهه بهار و حاصلخیزی اطلاعات بیشتر

مبارکه: مؤنث مبارک، خوش یمن، خجسته، فرخنده ،از نامهای فاطمه(ع) اطلاعات بیشتر

مبینا: مبین(عربی) + ا(فارسی) آشکارا اطلاعات بیشتر

متینه: مؤنث متین اطلاعات بیشتر

مجذوب: شیفته اطلاعات بیشتر

محبوب: دوست داشتنی، مورد محبت اطلاعات بیشتر

محبوبه: مؤنث محبوب ،دوست داشتنی، مورد محبت اطلاعات بیشتر

محترم: قابل احترام، عزیز و گرامی اطلاعات بیشتر

محدثه: مؤنث محدث، گوینده سخن، اطلاعات بیشتر

محسنه: مؤنث محسن ،نیکوکار، احسان کننده اطلاعات بیشتر

محیا: زندگی، حیات اطلاعات بیشتر

مدیا: نام همسر آخرین پادشاه ماد اطلاعات بیشتر

مدیسه: نام روستایی در استان اصفهان اطلاعات بیشتر

مدینه: شهر،نام شهری در عربستان که پایگاه حکومت حضرت محمد ( ص‌) بود اطلاعات بیشتر

مرجان: معرب از سریانی، جانور بی مهره کوچک دریایی، بقایای قرمز رنگ رسوب یافته از همین جانور که در جواهرسازی کاربرد دارد اطلاعات بیشتر

مرجانه: مروارید کوچک اطلاعات بیشتر

مرجون: گل میشه بهار اطلاعات بیشتر

مرحان: شادمانی و فرح اطلاعات بیشتر

مرحمت: لطف و مهربانی اطلاعات بیشتر

مردآوند: نام دختر کوچک یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مرسده: اطلاعات بیشتر

مرسیا: ریحان اطلاعات بیشتر

مرصع: آنچه با جواهر تزیین شده است، جواهرنشان اطلاعات بیشتر

مرضیه: پسندیده، مرضی اطلاعات بیشتر

مرمر: نوعی سنگ دگرگون شده آهکی که به علت زیبایی در مجسمه سازی و نماسازی ساختمانها به کار می رود اطلاعات بیشتر

مرمرین: ساخته شده از مرمر یا از جنس مرمر اطلاعات بیشتر

مروا: پهلوی فال نیک و دعای خیر اطلاعات بیشتر

مروارید: نوعی ماده قیمتی سخت و سفید یا نقره ای که در بعضی صدفهای دریایی یافت می شود، دُر، لؤلؤ اطلاعات بیشتر

مروانه: نام همسر ساقی دربار ولید از خلفای اموی اطلاعات بیشتر

مریم: گلی سفید و خوشبو و دارای عطر بادوام، نام مادر عیسی(ع)، نام سوره ای در قرآن کریم،تالع ان با نام سجاد رقم خورده و با ان کامل میشود اطلاعات بیشتر

مژده: خبر خوش و شادی بخش، بشارت اطلاعات بیشتر

مژگان: مژه ها اطلاعات بیشتر

مستانه: مستی آور، سرخوش و شاد اطلاعات بیشتر

مسرور: شاد، خوشحال اطلاعات بیشتر

مسلمه: مؤنث مسلم، پیرو دین اسلام، مسلمانان اطلاعات بیشتر

مسیحا: منجی بلند مرتبه - منجی مبارک -مسیح(عربی) + ا ( فارسی )-الف اضافه شده به آخر مسیح الف تعظیم است٠ اطلاعات بیشتر

مشک: ماده ای با عطر نافذ و پایدار که از کیسه ای در زیر شکم نوعی آهوی نر به دست می آید اطلاعات بیشتر

مشکدانه: مشک( سنسنکریت) + دانه( فارسی) دانه خوشبویی که آن را سوراخ می کنند و به رشته می کشند، نام یکی از الحان باربد اطلاعات بیشتر

مشکناز: مشک( سنسکریت) + ناز(فارسی) زیبا و خوشبو،از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مشکنک: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مشکین: مشک(سنسنکریت) + ین(فارسی) از هر چیز خوشبو، مشک الود، معطر اطلاعات بیشتر

مشیانه: نام نخستین زن در فرهنگ ایران باستان برابر با حوا در اسطوره های سامی اطلاعات بیشتر

مطهره: مؤنث مطهر، پاک و مقدس،منزه اطلاعات بیشتر

معصوم: بی گناه و پاک اطلاعات بیشتر

معصومه: مؤنث معصوم، بی گناه و پاک اطلاعات بیشتر

معظمه: معظم اطلاعات بیشتر

مقبله: مؤنث مقبل، خوشبخت، خوش اقبال اطلاعات بیشتر

مقدسه: مؤنث مقدس اطلاعات بیشتر

مقصوده: مؤنث مقصود، آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور،مطلوب و مورد نظر اطلاعات بیشتر

مکرمه: مؤنث مکرم اطلاعات بیشتر

مکینا: بنفشه اطلاعات بیشتر

مکیناس: مکینا،بنفشه اطلاعات بیشتر

ملاحت: حالتی در چهره که شخص را دوست داشتنی می کند، نمکین بودن اطلاعات بیشتر

ملک: فرشته اطلاعات بیشتر

ملک آفرین: ملک(عربی) + آفرین(فارسی) مرکب از ملک( سرزمین) + آفرین( آفریننده) اطلاعات بیشتر

ملک بانو: ملک(عربی) + بانو(فارسی) شاه بانو اطلاعات بیشتر

ملک تاج: ملک(عربی) + بانو(فارسی) شاه بانو اطلاعات بیشتر

ملک سیما: دارای چهره ای زیبا چون چهره فرشتگان زیبا روی اطلاعات بیشتر

ملک ناز: ملک(عربی) + ناز(فارسی) فرشته زیبا اطلاعات بیشتر

ملکه: همسر پادشاه، شهبانو اطلاعات بیشتر

ملوس: قشنگ، ظریف و خوشگل اطلاعات بیشتر

ملوک: پادشاهان اطلاعات بیشتر

ملیحه: زیبا و خوشایند، دارای ملاحت، با نمک اطلاعات بیشتر

ملیسا: بادرنگبویه اطلاعات بیشتر

ملیکا: گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده گندمیان که خودرو هستند اطلاعات بیشتر

ملیکه: نام همسر عمر خطاب اطلاعات بیشتر

ملیله: رشته باریک فلزی طلا اطلاعات بیشتر

ملینا: عسل ، رنگ گل بهی ، همچنین نوعی گل اطلاعات بیشتر

منا: امیدها اطلاعات بیشتر

منجوق: نوعی زینت به شکل گوی کوچک که برای تزیین ر روی لباس، گل سر، و مانند آنها دوخته یا چسبانده می شود اطلاعات بیشتر

منصوره: مؤنث منصور، یاری داده شده، پیروزشده، پیروز اطلاعات بیشتر

منظر: آنچه بر آن نظر بیفتد و به چشم دیده شود، چهره، صورت اطلاعات بیشتر

منوره: روشن، درخشان اطلاعات بیشتر

منیر: آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن اطلاعات بیشتر

منیره: مؤنث منیر، آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن اطلاعات بیشتر

منیژه: از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر افراسیاب و همسر بیژن از پهلوانان ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

موکا: نام همسر اوکتای قاآن پسر چنگیزخان مغول اطلاعات بیشتر

مولود: آن که به دنیا آمده، زاده شده اطلاعات بیشتر

مونا: منا،امیدها اطلاعات بیشتر

مونجوق: منجوق اطلاعات بیشتر

مونس: همنشین و همراز، همدم اطلاعات بیشتر

مونیکا: مشاور اطلاعات بیشتر

مه پاره: ماهپاره اطلاعات بیشتر

مه پیکر: آن که چون ماه تابان و درخشان است، خوش اندام و زیبا اطلاعات بیشتر

مه جبین: مه(فارسی) + جبین(عربی) دارای پیشانی سفید و زیبا، زیبارو اطلاعات بیشتر

مه سیما: مه(فارسی) + سیما(عربی)، ماه سیما ماه سیما اطلاعات بیشتر

مه فروز: فروزنده و روشن کننده چون ماه روشن و پیدا اطلاعات بیشتر

مه فروغ: پرتو ماه اطلاعات بیشتر

مه گل: ماه گل اطلاعات بیشتر

مه لقا: مه(فارسی) + لقا(عربی) آن که چهره و صورتی زیبا چون ماه دارد اطلاعات بیشتر

مها: سنگی مانند بلور، یاقوت کبود اطلاعات بیشتر

مها: در گویش مازندران ابر اطلاعات بیشتر

مهتا: همتای ماه، زیبا و درخشان چون ماه اطلاعات بیشتر

مهتاب: نور و روشنایی ماه اطلاعات بیشتر

مهتاج: آنکه تاجی درخشنده چون ماه دارد اطلاعات بیشتر

مهدخت: دختری که چون ماه می درخشد و زیبا است اطلاعات بیشتر

مهدخت: دختر بزرگ و سرور اطلاعات بیشتر

مهدیس: شبیه ماه، بسیار زیبا و سفید اطلاعات بیشتر

مهدیس: شبیه ماه، بسیار زیبا و سفید اطلاعات بیشتر

مهدیه: مؤنث مهدی،عروس اطلاعات بیشتر

مهرآذر: مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + آذر( آتش)، از موبدان پارس در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهرآذین: مرکب از مهر( خورشید) + آذین( آرایش) اطلاعات بیشتر

مهرآسا: مانند خورشید اطلاعات بیشتر

مهرآفرید: آفریده خورشید، نام همسر ایرج بنا به روایتی اطلاعات بیشتر

مهرآگین: همراه با محبت اطلاعات بیشتر

مهرآور: آن که موجب مهر و محبت شود، آورنده محبت اطلاعات بیشتر

مهرافروز: روشن کننده مهر و محبت اطلاعات بیشتر

مهراندیش: آن که در فکر و اندیشه محبت و مهربانی است اطلاعات بیشتر

مهرانگیز: برانگیزاننده محبت و دوستی اطلاعات بیشتر

مهرانه: مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + انه( پسوند نسبت) اطلاعات بیشتر

مهراوه: مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + اوه( پسوند شباهت) اطلاعات بیشتر

مهربان: دارای محبت و عاطفه اطلاعات بیشتر

مهربانو: زنی که چون خورشید می درخشد، بانوی خورشید اطلاعات بیشتر

مهرتا: همتای مهر، تابان و درخشان چون خورشید اطلاعات بیشتر

مهرتاب: آنچه خورشید بر آن می تابد اطلاعات بیشتر

مهرخ: ماهرخ اطلاعات بیشتر

مهرخ: آن که رویی زیبا چون ماه دارد، ماهرو اطلاعات بیشتر

مهردخت: دختر خورشید اطلاعات بیشتر

مهردیس: مانند خورشید اطلاعات بیشتر

مهرزاد: زاده خورشید اطلاعات بیشتر

مهرسا: مانند خورشید اطلاعات بیشتر

مهرشید: خورشید نورانی اطلاعات بیشتر

مهرک: از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای جهرم در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهرگان: منسوب به ماه مهر،مهربانی،جشنی به همین نام که ایرانیان باستان در پانزدهمین روز مهر برگزار می کردند و در آن روز از دوستان صمیمی خود قدر دانی می نمودند اطلاعات بیشتر

مهرگل: مرکب از مهر( خورشید) + گل، آن که در میان گلها چون خورشید می درخشد اطلاعات بیشتر

مهرمنیر: مهر(فارسی) منیر(عربی) خورشید روشن و درخشان اطلاعات بیشتر

مهرناز: زیبا چون خورشید،از شخصیتهای شاهنامه، نام خواهر کیکاووس پادشاه کیانی و همسر رستم پهلوان شاهنامه اطلاعات بیشتر

مهرنسا: مهر(فارسی) + نسا(عربی) نورانی ترین زن در میان زنان، نام همسر فتحعلی شاه قاجار اطلاعات بیشتر

مهرنگار: نگارنده خورشید، نام همسر یزدگرد پادشاه ساسانی اطلاعات بیشتر

مهرنوش: شنونده محبت، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر

مهرو: آن که رویی زیبا چون ماه دارد، ماهرو اطلاعات بیشتر

مهرو: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام چوبین سردار ساسانی اطلاعات بیشتر

مهروز: آن که روزش چون ماه درخشان است، خوشبخت اطلاعات بیشتر

مهروش: مانند خورشید اطلاعات بیشتر

مهری: منسوب به مهر اطلاعات بیشتر

مهرین: مهر( خورشید یا محبت) + ین( پسوند نسبت)،نام آتشکده ای در قم اطلاعات بیشتر

مهزاد: زاده ماه، زیبا اطلاعات بیشتر

مهسا: مانند ماه، زیبا اطلاعات بیشتر

مهسان: مانند ماه، زیبا اطلاعات بیشتر

مهسانه: آن که چون ماه زیبا و درخشان است اطلاعات بیشتر

مهستی: مه(فارسی، ماه) + سیتی(عربی، سیدتی) ماه خانم، ماه بانو اطلاعات بیشتر

مهشاد: مرکب از مه( ماه) + شاد( خوشحال) اطلاعات بیشتر

مهشید: ماه روشن و درخشان، پرتو ماه اطلاعات بیشتر

مهفام: به رنگ ماه اطلاعات بیشتر

مهکامه: دارای کام و آرزویی چون ماه روشن و پیدا اطلاعات بیشتر

مهلا: دوستانه، آهسته اطلاعات بیشتر

مهنا: گوارا و خوش اطلاعات بیشتر

مهناز: آن که چون ماه ناز و زیبا است، آن که به ماه ناز و فخر می فروشد اطلاعات بیشتر

مهوش: مانند ماه، بسیار زیبا اطلاعات بیشتر

مهیاره: آن که از ماه دست بند دارد اطلاعات بیشتر

مهیره: زن کدبانو، زن اصیل زاده اطلاعات بیشتر

مهین: مانند ماه اطلاعات بیشتر

مهین: بزرگتر، بزرگترین اطلاعات بیشتر

مهین دخت: دختر بزرگتر اطلاعات بیشتر

میترا: خورشید، عهد و پیمان ، صورتی از واژه “مهر” در زبانهای ایران قدیم، الهه مهر که چشم دادگاه عدالت است و هیچ چیز را نمی‌توان از دید او پنهان داشت؛بدون گذشت درمقابل پیمان شکنان، پاسدار راستی اطلاعات بیشتر

میترایار: مهریار،نام شخصی در کتیبه پهلوی اطلاعات بیشتر

میچکا: در گویش مازندران گنجشک اطلاعات بیشتر

میخک: گلی زینتی و پُرپَر به رنگهای سرخ، سفید، و صورتی اطلاعات بیشتر

میرانه: میر(ازعربی) + انه(فارسی) امیرانه، شاهانه اطلاعات بیشتر

میریام: قوی و فربه، نام خواهر موسی(ع) اطلاعات بیشتر

میسان: ستاره ای در صورت فلکی جوزا اطلاعات بیشتر

میشانه: مشیانه اطلاعات بیشتر

میشی: منسوب به میش، دارای رنگ قهوه ای مایل به سبز اطلاعات بیشتر

میگل: مرکب از می( شراب) + گل اطلاعات بیشتر

میمنت: سعادت، فرخندگی، مبارکی اطلاعات بیشتر

مینا: گلی معمولاً سفید با گلچه های گلبرگی، پرنده ای شبیه سار با پرهای رنگارنگ اطلاعات بیشتر

میناز: نازنین من - مرکب از م (مخفف من ) + ناز ( مخفف نازنین) اطلاعات بیشتر

مینو: آسمان، بهشت اطلاعات بیشتر

مینوچهر: دارای چهره ای چون بهشت، زیبا روی اطلاعات بیشتر

مینودخت: دختر آسمانی، دختر بهشتی اطلاعات بیشتر

مینورام: آسمان آرام، نام فرشته رامش و خوشی اطلاعات بیشتر

مینورخ: دارای چهره ای آسمانی و بهشتی اطلاعات بیشتر

مینوزاد: زاده آسمان یا زاده بهشت اطلاعات بیشتر

مینوسرشت: آن که یا آنچه طبیعتی مانند بهشت دارد اطلاعات بیشتر

مینوش: می نوشنده، نوشنده می اطلاعات بیشتر

مینووش: مانند بهشت، زیبا چون بهشت اطلاعات بیشتر

میهن: وطن، زادگاه اطلاعات بیشتر

میهن بانو: بانوی وطن اطلاعات بیشتر

میهن تاج: تاج و سرور وطن اطلاعات بیشتر

میهن دخت: دختر وطن اطلاعات بیشتر

میسا: زنی که با غرور و تکبر راه می رود اطلاعات بیشتر

ملورین: در بلورین - رویه شفاف اطلاعات بیشتر

مانیان: دهی از دهستان جلگا در بخش کوهک شهرستان فیروزآباد - همچنین بی نظیر و بی همتا اطلاعات بیشتر

مریس: چیزی لغزان و تابان اطلاعات بیشتر

ملیکا: زنبور عسل - ملیکا در اصل تغییر یافته ملیسا در مناطق هاوایی است - در افسانه های یونانی نام بانویی زیبا روی که عاشق زئوس شده بود اطلاعات بیشتر

مهدیا: بانوی هدایت شده - منتسب به حضرت مهدی (عج) مرکب از مهدی + الف تانیث اطلاعات بیشتر

مژان: نرگس نیمه شکفته اطلاعات بیشتر

ماشگانا: مهربان - ناز - شیرین - از گذشته های بسیار قدیم در روستاهای آذربایجان شرقی مرسوم بوده است. اطلاعات بیشتر

مه یاس: زیبارو - زیبا مانند ماه و لطیف مانند گل یاس اطلاعات بیشتر

مهبا: همراه ماه اطلاعات بیشتر

مهریز: زیباروی کوچک - ماه کوچک اطلاعات بیشتر

ماسا: زیبا و درخشنده مثل ماه اطلاعات بیشتر

مشکاه: مکان نورانی - چراغدان - طاقی بلند که چراغ را در آن گذارند اطلاعات بیشتر

مهیتا: زیبا و درخشان مانند ماه مرکب از مه(ماه)+ی نسبت + تا تشبیه اطلاعات بیشتر

مهکیا: پادشاه ماه ، ملکه ماه ، دختر یا پسر زیبا روی - مرکب از ماه + کیا اطلاعات بیشتر

مانیا: علاقه بسیار زیاد اطلاعات بیشتر

موژان: موجان ، گل نرگس نیم شکفته ، گل نرگسی که تازه در حال بازشدن است اطلاعات بیشتر

مستوره: پاکدامن پوشیده پارسا پنهان اطلاعات بیشتر

محیصا: رستگار شده ، پاک و آمرزیده(به فتح میم) اطلاعات بیشتر

مشکات: مکان نورانی - چراغدان - طاقی بلند که چراغ را در آن گذارند اطلاعات بیشتر

مانوشا: نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد اطلاعات بیشتر

مرسانا: هدیه خداوند اطلاعات بیشتر

منا: شایسته شاهی ، شایگان اطلاعات بیشتر

مهیمنه: ایمن شده،یکی از صفات خداوند اطلاعات بیشتر

مارتا: در اوستا مشا و مارتا به معنای نوع انسان آمده است ، فناپذیر ، دنیایی اطلاعات بیشتر

مهرنگ: به رنگ ماه ، دختر زیبا و سفید رو اطلاعات بیشتر

مهنوش: دارای زیبایی دائمی ، بسیار زیبا و ماندگار ، همچنین زیبا و شیرین اطلاعات بیشتر

مهیا: منسوب به مه ، بزرگمنش ، بانوی بزرگ اطلاعات بیشتر

ماهناز: ناز و زیبا مانند ماه اطلاعات بیشتر

میشکا: میچکا ، گنجشک در زبان مازندرانی اطلاعات بیشتر

ماجان: معجن ، ماهگان ، مانند ماه، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود اطلاعات بیشتر

ماتیسا: ماهتیسا ، در گویش مازندران ماه تنها اطلاعات بیشتر

ملیسا: زنبور عسل اطلاعات بیشتر

مهستا: دختر سنگین،بانوی گرانسنگ،مرکب از مهست الف تأنیث، هم به کسر سین خوانده می شود و هم به فتح سین اطلاعات بیشتر

مهلقا: مه لقا، مه(فارسی) + لقا(عربی) آن که چهره و صورتی زیبا چون ماه دارد اطلاعات بیشتر

منال: رسیدن ، دست یافتن ، دارایی ، همچنین یکی از توابع شهرستان قیر و کارزین فارس اطلاعات بیشتر

ماتینا: گل سرخ در گویش مازندرانی اطلاعات بیشتر

مهرا: منسوب به مهر، بانوی مهربان ، دختری که مانند خورشید یا از تبار خورشید است اطلاعات بیشتر

مهدا: اول شب ، قسمتی از شب اطلاعات بیشتر

مهر: محبت و دوستی ، خورشید ، هفتمین ماه از سال شمسی ، نام روز شانزدهم از هر ماه در تقویم ایران باستان ، فرشته نور و عهد و پیمان در آیین زردشتی اطلاعات بیشتر

ماهکان: منسوب به ماه کوچک ، دختری کوچک و زیبا ، این اسم در مناطق بلوچ نشین رایج است اطلاعات بیشتر

میلانا: مونث میلان ، خواهش ، میل ، آرزو اطلاعات بیشتر

مشیما: به فتح میم ، دختر خال دار ، زیبا رو ، بانویی زیبا با خالی در چهره اطلاعات بیشتر

مهنیا: آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است ، از نسل بزرگان ، بزرگ زاده ، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیاکان اطلاعات بیشتر

مکیه: اهل مکه ، مربوط یا متعلق به مکه اطلاعات بیشتر

مانترا: به سکون نون و فتح ت ، کلام مقدس ، سخن ایزدی ، گفتار ورجاوند اهورایی اطلاعات بیشتر

مهدیسا: منسوب به مهدیس ، مانند ماه ، دختر زیبا ، بانویی با چهره ای درخشنده چون ماه اطلاعات بیشتر

مهدیسه: منسوب به مهدیس ، مانند ماه ، دختر زیبا ، بانویی با چهره ای درخشنده چون ماه اطلاعات بیشتر

محنا: به ضم میم و فتح ح و تشدید نون ، به حنا خضاب کرده اطلاعات بیشتر

مةترا: باران اطلاعات بیشتر

میلا: یکی از انواع مرغابی ، لک لک اطلاعات بیشتر

مهنور: نور ماه ، دختر زیبا ، بانوی خوش چهره اطلاعات بیشتر

مهرانا: منسوب به مهران ، دارنده مهر،نام یکی از خاندانهای هفتگانه عصر ساسانی که مقرشان در پارس بوده است ، نام پدر اروند سردار ایرانی در عهد انوشیروان ، نام شهری در غرب ایلام اطلاعات بیشتر

مهبان: نگهبان ماه ، مجازا زیبا و مهتاب رو اطلاعات بیشتر

ماهرو: بانوی زیبا رو، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است اطلاعات بیشتر

مهریماه: مرکب از مهر (خورشید) و ماه، ماه و خورشید، نام دختر سلطان سلیمان عثمانی و خرم سلطان، در ترکیه این نام را خورشید درون ماه نیز معنی می کنند اطلاعات بیشتر

No comments: