زئوس: آسمان، در دین یونان، خدای خدایان و نام پدر آپولون، آرتمیس، و آتنه اطلاعات بیشتر
زادک: نام روستایی در نزدیکی قوچان اطلاعات بیشتر
زاکیه: نیکو، پاکیزه اطلاعات بیشتر
زامیر: آواز اطلاعات بیشتر
زانوس: نام یکی از دو شعبه بزرگ رود چالوس اطلاعات بیشتر
زاهده: عربی مؤنث زاهد اطلاعات بیشتر
زربانو: بانویی که چون زر می درخشد، نام دختر رستم پهلوان شاهنامه اطلاعات بیشتر
زربین: سرو کوهی اطلاعات بیشتر
زرپری: آن که چون زر و پری درخشنده و زیباست اطلاعات بیشتر
زرتا: همتای زر، درخشان و زیبا چون طلا اطلاعات بیشتر
زرتاج: زر(فارسی) + تاج(فارسی) زرین تاج اطلاعات بیشتر
زرخاتون: زر( طلا) + خاتون( بانو) اطلاعات بیشتر
زردخت: مرکب از زر( طلا) + دخت ( دختر) اطلاعات بیشتر
زردیس: به شکل زر اطلاعات بیشتر
زرشام: نام دختری از خاندان جمشید پادشاه کیانی اطلاعات بیشتر
زرکا: گیلکی نوعی پرنده اطلاعات بیشتر
زرگل: زرین گل اطلاعات بیشتر
زرمان: مانند زر، بسیار زیبا اطلاعات بیشتر
زرناز: مرکب از زر( طلا) + ناز( کرمه) اطلاعات بیشتر
زرنگیس: زرین گیس زرین گیس اطلاعات بیشتر
زرنوش: نام شهری که دارا آن را بنا کرده بود اطلاعات بیشتر
زرواندخت: مرکب از زروان ( نام ایزدی) + دخت ( دختر) اطلاعات بیشتر
زرین: از جنس زر، به رنگ زر، طلایی اطلاعات بیشتر
زرین تاج: زرین ( فارسی) + تاج( معرب) آن که تاجی از طلا بر سر دارد اطلاعات بیشتر
زرین دخت: مرکب از زرین ( طلایی یا از جنس زر) + دخت( دختر) اطلاعات بیشتر
زرین گل: آن که چون گلی زرین زیبا و درخشان است اطلاعات بیشتر
زرین گیس: آن که موهایی به رنگ طلا دارد ، نام زنی در منظومه ویس و رامین اطلاعات بیشتر
زرین مهر: خورشید طلایی اطلاعات بیشتر
زرین نرگسه: ستاره های آسمان اطلاعات بیشتر
زرین نگار: آراسته شده با زر اطلاعات بیشتر
زرین همای: همای زرین، آفتاب اطلاعات بیشتر
زرین هور: خورشید طلایی اطلاعات بیشتر
زرینه: نام رودی که از کوههای کردستان سرچشمه می گیرد وبه دریاچه ارومیه می ریزد اطلاعات بیشتر
زعفران: گیاهی علفی، چند ساله، و از خانواده زنبق که گلهای پاییزی سفید یا بنفش دارد اطلاعات بیشتر
زکیه: مؤنث زکی، پاک، طاهر، پارسا اطلاعات بیشتر
زگما: نام پلی در زمان سلوکیان که سلوکیه را به شهر آپاما وصل می کرد اطلاعات بیشتر
زلیخا: نام همسر عزیز مصر که مفتون زیبایی یوسف(ع) شد اطلاعات بیشتر
زمانه: روزگار، چرخ اطلاعات بیشتر
زمرد: نام سنگی قیمتی به رنگ سبز اطلاعات بیشتر
زمزم: نام چشمه ای در نزدیکی کعبه اطلاعات بیشتر
زمزمه: صدای حرف زدن آهسته ، صدای آواز خواندن آهسته ، صدایی که از سازهای موسیقی شنیده می شود، آهنگ اطلاعات بیشتر
زمیرا: بلبل اطلاعات بیشتر
زنبق: گلی درشت به رنگهای بنفش، سفید، یا زرد اطلاعات بیشتر
زوشا: نام نیای منوچهر پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر
زوفا: گیاهی پایا و معطر از خانواده نعناع اطلاعات بیشتر
زهرا: روشن، درخشان ، نام دختر پیامبر(ص) اطلاعات بیشتر
زهره: نام سیاره ای در منظومه شمسی که از درخشنده ترین اجرام اسمانی است و نماد نوازندگی و خنیاگری است اطلاعات بیشتر
زیب النساء: زیب (فارسی) + نسا (عربی) ، بهترین زنان، زیباترین زنان ، نام دختر پادشاه هند که به ادبیات فارسی و عربی علاقه زیادی داشت و قرآن را حفظ بود اطلاعات بیشتر
زیبا: آن که یا آنچه دیدنش چشم نواز و خوشایند است ، دلنشین، مطبوع اطلاعات بیشتر
زیباچهر: آن که چهره ای زیبا دارد، زیبا اطلاعات بیشتر
زیبارخ: آن که چهره ای زیبا دارد، زیبا اطلاعات بیشتر
زیبان: زیبا، خوشایند اطلاعات بیشتر
زیبنده: شایسته، سزاوار ، زیبا، آراسته اطلاعات بیشتر
زیتون: میوه بیضی شکل سفت و گوشتی که رنگ ان در مراحل مختلف رشد از سبز تا بنفش و سیاه تغییر می کند اطلاعات بیشتر
زیتون خاتون: زیتون (عربی) + خاتون(فارسی) ، مرکب از زیتون + خاتون ( بانو)، نام همسر ارسلان شاه پادشاه کرمان که زنی بسیار خردمند و خیر بود اطلاعات بیشتر
زیتونه: یکدانه زیتون اطلاعات بیشتر
زیرجد: نام سنگی قیمتی به رنگ سبز مایل به زرد اطلاعات بیشتر
زینا: مخفف زیناوند، لقب تهمورث پادشاه پیشدادی اطلاعات بیشتر
زینب: نام دختر علی (ع) و خواهر حسین(ع) اطلاعات بیشتر
زینت: آنچه برای آرایش و زیبا کردن به کار می رود اطلاعات بیشتر
زیوا: زیبا اطلاعات بیشتر
زیور: زینت، پیرایه اطلاعات بیشتر
زیورتاج: آن که چون زیور و جواهری بر تاج می درخشد اطلاعات بیشتر
زیوین: نقره ای، نقره گون اطلاعات بیشتر
زییده: مصغر زبده، برگزیده کوچک، نام چندتن از زنان معروف عرب از جمله همسر هارو الرشید اطلاعات بیشتر
زهراناز: درخشنده و نازنین ، ترکیبی قشنگ از نام زهرا اطلاعات بیشتر
زلال: پاک ، خالص اطلاعات بیشتر
زهیرا: به ضم ز و فتح ه و سکون ی ، درخت پر شکوفه ، دختر زیبا و با طراوت اطلاعات بیشتر
No comments:
Post a Comment